على محمدى خراسانى

89

شرح مكاسب (فارسى)

در اصل معامله و يا محذور لزوم ربا در فسخ آن و هر دو اشكال دارد . اوّلى كه پرواضح است كه معاملهء ربوى باطل است ، دوّمى هم به اين دليل كه اگر اشكال نداشت اقاله به شرط زياده يا نقيصه اشكالى نداشت در حالى كه به اتفاق باطل است . پس حق ردّ به اين دليل ساقط است . و خود شيخ احتمال اول را مىداند و مىفرمايد : والاوّل اولى كه منظور علّامه لزوم ربا در اصل معامله باشد . ( و به قول مرحوم شهيدى . اقول : و لعلّ وجه الاولويّة مبنى على ما ذكره المحقّق رحمه الله من انّ الربا على قسمين ربا المعاوضة و ربا القرض و ذلك لان الفسخ ليس شيئاً منهما فتأمل . ) « 1 » ( پس جناب شيخ در برابر استدلال علّامه تسليم است و به اين دليل ، قبول مىكند كه حدوث عيب در مبيع ربوى مانع از رد به عيب قديم است كما اين‌كه مانع از ارش هم بود قطعاً ، پس مسقط هر دو است ، ولى مرحوم سيّد در حاشيه با سه وجه مستحكم اين فرمايش را نمىپذيرد و ردّ مىكند كه طالبين به آن‌جا مراجعه كنند . ) « 2 » قوله : و ممّا ذكرنا ظهر ما فى تصحيح هذا : اگر كسى بخواهد مشكل ردّ مبيع با ارش عيب حادث را بدون ربوى شدن ، به اين نحو حل كند كه اصولًا ارش و تفاوت جزئى از عوضين نيست و در برابر وصف صحت نيست تا معاملهء ربوى و باطل گردد ، بلكه در جاى خود بيان شده كه ارش نوعى غرامت شرعى است كه اگر چيزى به‌دست مشترى يا در دست او تلف شد بايد از عهده برآيد و خسارت را جبران كند ، نظير مقبوض بالسوم ( متاعى را كه مشترى به‌دست مىگيرد تا خوب اطراف آن را بنگرد و وارسى كند ولى هنوز خريدارى نكرده ) كه اگر در دست مشترى تلف شد يا عيبى در او حادث شد ( مثلًا از دستش افتاد و شكست ) ضامن است و بايد خسارت را بپردازد ، بنابراين ارش عيب حادث ربطى به مبيع ندارد و ضميمهء آن نمىشود تا مبيع بيشتر ار ثمن گردد و معامله ربوى شود ، پس رد با ارش عيبى ندارد . مرحوم شيخ در جواب مىفرمايد : قياس مانحن فيه به باب مقبوض بالسوم ، مع الفارق است زيرا مقبوض بالسوم هنوز معامله نشده و در ملك بايع باقى است و ملك او در دست قابض تلف شده ( ضمناً يد او هم امانى نيست ، پس عدوانى مىشود ) و لذا ضامن است و بايد از عهده برآيد ، ولى عيب حادث در مبيع ، در ملك خود مشترى است و معنى ندارد كه مشترى ضامن آن باشد مگر پس از فسخ معامله و رجوع مبيع به ملك بايع ، در اين مرحله است كه اگر وصف صحت در نزد مشترى از بين رفته باشد بايد از عهده برآيد ، و چون مفروض ما اين است كه متاع ربوى است و وصف صحت در آن مثل‌ساير اوصاف است كه چيزى از ثمن در مقابل آن قرار نمىگيرد ، ولذا تلف آن نزد مشترى مثل نسيان كتابت است كه مشترى عبد كاتب را خريده و الان نزد او كتابت را

--> ( 1 ) . هداية الطالب ، ص 526 . ( 2 ) . حشايهء المكاسب ، بخش خيارات ، ص 89 .