على محمدى خراسانى
32
شرح مكاسب (فارسى)
خواهد آمد . ) حال مرحوم شيخ مىفرمايد : ما اين عمومات و مطلقات را يك بار در مبحثمعاطات به مناسبت آورديم ولى براى بار دوّم دراينجا ( با توضيحات بيشتر ) آنها را ذكر مىكنيم تامطلب را بر طالبش آسان كرده باشيم ( و هم نكاتجديدى عائدش شود . ) اينك بيان اين عمومات واطلاقها : 1 - قوله فمنها قولهتعالى اوفوا بالعقود « 1 » : يكى از عموماتى كه دالّ بر لزوم هر عقدى است ، آيهء و فاى به عقد است ، كيفيّت استدلال به آيه : سهبيان در رابطه باآيه ذكر مىكنند : بيان اوّل از خود مرحوم شيخ است : كلمهء « اوفوافعل امر است و ظهور در وجوب دارد اى يجبالوفاء ، و كلمهء « العقود » جمع باالف و لام است ومفيد عموم است اى كلّ عقد ، و معناى عقد هم يامطلق عهد است ( چه فعلى مثل معاطات و چهقولى ، چه عهد مشدّد و چه غير مشدّد ، چه عقدمصطلح كه دو طرف دارد و چه ايقاعات كهيكطرفى است پس مثل نذر و عهد و يمين را نيزشامل است . ) و در صحيحهء ابن سنان هم امامصادق عليه السلام عقود را به عهود تفسير فرمودهاند . « 2 » و ياخصوص چيزى است كه لغتاً و عرفاً بر آن عقد گفتهمىشود كه خصوص عهد مشدّد است آن هم داراىدو طرف ايجاب و قبول ، پس قدر مسلّم عقودشامل عقود مصطلح از قبيل اجاره و نكاح و . . . مىشود و مخصوص بيع نيست . و معناى و فاكردن هم عبارتست از عمل نمودن به مفاد ومقتضاى عقد ، يعنى آنچه را صيغهء عقد به دلالتلفظى ( مطابقه ، تضمن ، التزام كه ظهورى و حجّتهستند . ) بر آن دلالت دارد و قطع نظر از حكمشارع از صيغه استفاده مىشود بدان وفا كن و آنهارا اجراء و عملى و پياده كن و انجام بده ( نظير اينكهشما نذر كرديد كه يك ماه در ساعت معيّنى تلاوتقرآن كنيد ، وفاى به نذر آن است كه دقيقاً مفادنذرتان را عملى سازيد . ) با توجه به معناىمفردات آيه از لحاط هيئت و مادّه ، اينك در قالبمثالى مطلب را دنبال مىكنيم : اگر عقد شما از عقودى است كه مفيد تمليكاست و شما با انشاء اين عقد مالتان را به ديگرىتميلك كرديد ( بيع يا اجاره مثلًا ) وفاى به عقد آناست كه به مقتضا و آثار اين
--> ( 1 ) . سورهء مائده ، 1 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 160 .