على محمدى خراسانى

528

شرح مكاسب (فارسى)

جمع الطعام فى ملكه باشدكه مراد اين است : اوّل در ملك او داخل نبود و بعداً داخل شد و اين طريق ، شراء را مىگيرد نه كاشتن و برداشتن را ، ولى ضعيف است . ج : در بعضى روايات ( روايت پنجم ) حكم به حرمت احتكار را معلّل كرد به اينكه : مردم را به امان خدا رها كند و نياز آنها را پاسخ نگويد و اين تعليل شامل خريدن و احتكار كردن مىشود ، كاشتن و احتكار كردن مىشود ، به ارث بردن ، هبه شدن و احتكار كردن مىشود پس وجهى براى تخصيص احتكار ( به اينكه حتماً از طريق خريدن و حبس كردن باشد ) وجود ندارد . نكتهء چهارم : حبس طعام تقسيماتى دارد و از زواياى گوناگون قابل قسمت است : 1 - شخص يا طعام را از ديگرى تحصيل كند ( خريدن ) و يا بدون تحصيل از ديگران براى او خود به خود حاصل مىشود ( كاشتن ، ارث بردن ) 2 - در فرض تحصيل و خريدن هم يا به منظور حبس كردن خريدارى مىكند يا به منظور ديگرى ( از قبيل اداء دين ، تجارت كردن و . . . ) 3 - هدف از حبس طعام يا اين است كه بدن وسيله طعام در بازار كمياب و ناياب شود و ضرر جانى به مردمان وارد شود ( بيمار يا تلف شوند ) و يا اين است كه طعام گران شود و ضرر مالى به مردمان وارد آيد . و يا هدف اين است كه فروشنده به سرمايه برسد و متضرّر نشود ( كه اگر فى الحال بفروشد ضرر مىكند ولى نگهدارد و بعداً بفروشد به رأس المال مىرسد . ) 4 - گاهى گرانى يك امر عارضى است كه موجب متضرّر شدن اهل بلد هم نمىشود مثل اينكه كاروان زيارتى وارد شهر شده يا لشگرى وارد شهر شده و دو سه روزى در آنجا هستند و سبب گرانىِ موقّت مىشوند ولى گذرا است و به مردم شهر هم ضررى وارد نمىشود . 5 - و گاهى هدف از حبس اين است كه گرانتر بفروشد و سپس هدف اصلى اين است كه فلان كار خير را با اين پول زيادى انجام دهد . 6 - گاهى حبس كردن او موجب گرانى مىشود و گاهى فصل يك فصلى است كه خود به خود طعام گران مىشود و او انتظار چنين وقت و فرصتى را مىكشد مثلًا آخر فصل طعام است و خود به خود گران مىشود و او مىخواهد در آخر فصل بفروشد تا