على محمدى خراسانى
522
شرح مكاسب (فارسى)
طعام بذل مىكنند ( و بازار اشباع است و مردمان مشكلى ندارند ) در اين فرض احتكار مكروه است و اگر با ذل الكفاية نباشد احتكار حرام است . سپس مرحوم شيخ هشت روايت ذكر مىكنند كه به پنج روايت استدلال مىكنند و سه روايت را مؤيّد قرار مىدهند : روايت اوّل : صحيحهء سالمِ گندم فروش : امام صادق عليه السلام به من فرمود : شغل تو چيست ؟ عرض كردم گندم فروشم كه گاهى با رونق بازار روبرو مىشودم ( و تمام گندمهايم را خريدارى مىكنند ) و گاه با كساد بازار روبرو مىشوم ( و كمتر كسى از من گندم مىخرد ) و در اين عرض گندمها را حبس مىكنم ، حضرت فرمود : بزرگترها و پيشينيان درباره اين عمل تو چه مىگويند : فرض كردم : مىگويند : فلانى محتكر است . فرمودند : آيا جز تو كسانى هستند كه طعام را عرضه كنند و بفروشند ؟ عرض كردم : آنچه من مىفروشم يك هزارم گندمى است كه در بازار هست و ديگران مىفرونشد ( يعنى منحصر به من نيست و با ذل الكفاية وجود دارد ) حضرت فرمود : در اين صورت اشكالى ندارد . ( مفهومش آن است كه اگر منحصر به تو شد و با ذل الكفايه نبود اشكال دارد و حرام است . ) سپس فرمود : در زمان پيامبر مردى بود به نام حكيم بن حذام كه هرگاه طعام وارد مدينه مىشد او تمام طعامها را خريدارى مىكرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : اى حكيم بپرهيز و بترس از اينكه احتكار كنى . « 1 » كيفيت استدلال بيان شد كه علّت عدم بأس وجود با ذل الكفايه بود و به مفهومش استناد كرديم . روايت دوّم : صحيحهء حلبى از امام صادق عليه السلام : از امام پيرامون احتكار پرسيدند ، حضرت فرمود : منحصراً احتكار اين است كه شما طعامى را خريدارى كنى در حالى كه در شهر طعامى جز آن نباشد و در اين شرائط آن را احتكار نمائى ، پس اگر در شهر طعام ديگرى باشد مانعى ندارد كه تو طعامت را نگهدارى و منتظر زمانى باشى كه به قيمت بهتر بفروشى « 2 » باز مفهوم اين جمله آن است كه اگر طعام ديگرى نيست احتكار نمودن و منتظر كذا بودن اشكال دارد و حرام است . روايت سوّم : صحيحهاى كه در كافى و تهذيب آمده و همان صحيحهء قبلى است با اين زيادى كه راوى گويد : از امام عليه السلام دربارهء روغن زيتون پرسيدم ، حضرت فرمود : اگر نزد
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 316 ، باب 28 ، حديث سوّم . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 315 ، باب 28 ، حديث اوّل .