على محمدى خراسانى

507

شرح مكاسب (فارسى)

مسيرة نصف النهار من الصبح الى الزوال و روحة باعتبار انها مسيرة ما بين الزوالى الى سقوط الشمس و مجموع مسيرة بياض يوم ثمانيه فراسخ حدّ التقصير » التقصير و راجع به حدّ و مرز تلقّى در فراز بعدى خواهيم بحث كرد . 2 - روايات عروة : احدى از شما حق ندارد تجارتى را در خارج از شهر تلقّى كند ، و نيز حق ندارد حاضر و شهرى براى بادى و بيا بانى متاعى را بفروشد و معامله كند ، ( بگذاريد خود آنها به شهر در آيند و متاع خويش بفروشند ، چرا كه ) خداوند بعضى از مسلمانان را توسّط بعض ديگر روزى مىدهد « 1 » باز صدر حديث از تلقّى نهى كرد و ظهور در تحريم دارد . 3 - در روايت ديگر آمده : نبايد تلقّىِ ركبان نمائى ، و حق ندارى آنچه را تلّقى شده ( ديگران رفته‌اند و تلّقىِ ركبان كرده و خريده‌اند ) از آن‌ها خريداى كنى و حق ندارى در آن متاع تصرّف نمائى « 2 » باز صدر حديث صريحاً از تلقّى نهى كرده و ظاهر نهى حرمت است . و ذيل حديث سخن از نهى از اكل و تصرّف دارد و ظاهرش اين است كه : چنين اكلى مشمول آيهء لا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل است و آن نهى در جاى خود به اثبات رسيد كه داّل بر بطلان است پس بايد فتوى به بطلان داد ولى احدى از فقهاء به غير از ابن جنيد اسكافى فتوى به بطلان نداده « 3 » و علّامه در منتهى ادعاى اجماع كرده بر خلاف بطلان « 4 » ، لذا روايت مذكور ضمن اين كه ضعف سندى دارد مخالف با عمل اصحاب نيز هست و روايت كذائى ارزش ندارد ( كلّما از داد صحّةً از داد و هناً و كلّما از داد و هناً از داد صحّةً ) و قدرت ندارد حرمت تكليفى و فساد وضعى را ثابت كند ( اوّلى بخاطر ضعف سند و دوّمى به خاطر مخالفت اصحاب ) آرى اگر كسى در ميان فقهاء باشد كه اكل و تصرف مزبور را مكروه و مرجوح بداند مىتوان روايت را بر آن حمل كرد ( از باب تسامح در ادلّه مستحبّات و مكروهات ، و باكى بر اين حمل نيست كه شريعت تصرّف در اين مال را مكروه بشمارد تا ريشه اين عادت بد ( تلقّىِ ركبان ) قطع شود . ضمناً از اشكال سندى كه به حديث سوّم كرديم تكليف دو روايت قبلى و امثال آنها هم روشن شد كه نهى در آنها نيز حمل بر كراهت مىشود و تلقّىِ ركبان مكروه است نه حرام ، زيرا اوّلًا كراهت مطابق اصل است ( اصل برائت از حرمت ) و ثانياً روايت ضعف سندى دارند ( منهال قصّاب مجهول الحال است ) و ثالثاً مخالفت با رأى مشهور دارند كه مزيد بر علّت شده و موجب ضعف بيشتر آنها مىشود . ولى كراهت را با خبر ضعيف هم مىتوان اثبات كرد ( روى تسامح در ادلّهء مكروهات ) .

--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 326 ، حديث 5 . ( 2 ) . همان ، حديث 3 . ( 3 ) . به نقل علامه در مختلف ، ج 5 ، ص 44 . ( 4 ) . المنتهى ، ج 2 ، ص 1005 .