على محمدى خراسانى
421
شرح مكاسب (فارسى)
مسألهء لزوم اختبار رنگ و بو و مزه قاعدهء كلّى در معامله : دو طرف معامله بايد علم به ثمن و مثمن با همهء او صاف و خصوصيّات آنها ( او صافى كه دخيل در قيمت هستند و مقصود عقلاء از اقدام به معامله باشند . ) داشته باشد تا معامله غررى نباشد و گرنه باطل است ، آنگاه رفع غرر در بعضى از اجناس به كيل يا وزن يا شماره است ( در اموالى كه مكيل ، موزون يا معدود مىباشند ) و به تفصيل اين بخش گذشت . و در برخى از اجناس به اختبار و امتحان است به اين كه مشترى متاع مورد نظر را آزمايش كند و ببيند كه واجد فلان خصوصيّت هست يا نيست . فى المثل در مطعومات كه هدف اصلى طعم و مزهء آنها است ( انواع خوراكيها و ميوهجات ) با چشيدن امتحان مىكند يعنى مقدار كمى از طعام يا ميوه را ميل مىكند تا بفهمد كه شيره واجد فلان مقدار شيرينى هست يا نه ؟ جعبهء انگور شيرين است يا خير ؟ و . . . و در مشمومات كه هدف اصلى بوئيدن آنها است ( انواع عطريّات با بوئيدن و استشمام امتحان مىكند كه فلان بوى خوش را دارد يا نه ؟ يا اگر هدف اصلى رنگ مبيع است با ديدن و نگاه كردن امتحان مىكند و البته اين سه مورد از باب نمونه است و قاعدهء كلّى اين است : هر وصفى كه در زياده و نقصان قيمت دخالت دارد و موجب تفاوت قيمت مىشود و متعلّق غرض عقلاء از معامله است بايد با اخبار و آزمايش معلوم شود . ( مثلًا اگر هدف اصلى صوت اين دستگاه است بايد با شنيدن آزمايش كند . اگر هدف اصلى لطافت و نرمىِ پارچه است بايد بالمس كردن امتحان كند و . . . ) و هدف از امتحان هم رفع غرر و جهالت است همانگونه كه غرض از كيل يا وزن كردن ، رفع غرر بود . قوله : و يُغنى : آيا توصيف خود بايع ( كه اين طعام داراى فلان طعم است ، اين عطر داراى فلان بو است و . . . ) كفايت مىكند و جانشين اختبار و آزمايشِ مشترى مىشود ؟ يا حتماً امتحان لازم است و وصف كردن كافى نيست ؟ سخن در اين باب زياد است كه تدريجاً در ضمن مسأله خواهد آمد ، ولى فعلًا رأى شيخ اعظم تفصيل است : اگر وصف از اوصافى باشد كه منضبط هستند ( وصفى كه دائماً با مبيع هست و يا غالباً وجود دارد و كاملًا حدودش معلوم است . ) ذكر وصف كافى است