على محمدى خراسانى
26
شرح مكاسب (فارسى)
رودخانههايش را به جريان مىاندازد و در آن زمينها خانههايى مىسازد درختان خرما و غيره غرس مىكند ( اين چه حكمى دارد ؟ البته عنايت داريد كه مورد سؤال از زمينى است كه بالعرض و در سايهء كوچ اهل آنجا ، موات گرديده و گرنه بالاصالة آباد بوده ولى جواب امام عليه السلام كه خواهد آمد كلّى و عامّ است و العبرة بعموم الجواب لا بخصوص السؤال ) امام عليه السلام فرمود : امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود : هركس از مسلمانان ( پس كفّار خارج شد ) زمينى را آباد كند ( اين فراز عامّ است كه موات بالعرض و بالاصالة هر دو را شامل است ) پس آن زمين ملك او است ولى خراج و ماليات آن زمين بر عهدهء او است و بايد آن را به امام عليه السلام بدهد ( محلّ شاهد همين فراز است ) و هنگامى كه قائم آل محمّد صلى الله عليه و آله ظهور كرد بايد آماده باشد كه آن زمينها از او باز پس گرفته خواهد شد . الخبر « 1 » باز هم دنبالهء حديث محلّ شاهد نبود و لذا نياورد . كيفيّت استشهاد : از هر دو روايت استفاده شد كه اداء خراج واجب است و اباحهء تصرّف بلا عوض نيست و اين منافات دارد با قول شما كه فرموديد : « نعم ابيح التصرف فيها بالاحياء بلا عوض . » قوله : و يمكن حملها : مرحوم شيخ از اين دو روايت دو جواب مىدهند : 1 - اين روايت را به صورت مطالبهء ماليات از سوى امام عليه السلام حمل مىكنيم يعنى مىگوييم : امام حق دارد از آبادكنندگان زمينهاى موات اجرت مطالبه كند و اگر مطالبه كرد بر آنان واجب است از امام عليه السلام اطاعت كنند و خراج را بپردازند ( امّا اگر مطالبه نكرده اداء خراج واجب نيست و بحث ما در اين فرض است و لذا گفتيم بلا عوض . ) و لكن ائمه عليه السلام پس از اميرالمؤمنين عليه السلام اين زمينها را براى شيعيان مباح قرار دادهاند و پرداخت طَسْقْ يعنى خراج و اجرت زمين را از آنان اسقاط كردهاند ، و دليل اسقاط اين روايت است كه مىفرمايد : « ما كان لنا فهو لشيعتنا » « 2 » يعنى آنچه كه مال ما بود ( اراضىِ موات يا مطلق انفال ) پس آن چيز براى شيعيان ما است ( و ما به آنها
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 6 ، ص 382 ، باب 4 ، حديث 1 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 6 ، ص 384 ، باب 4 ، حديث 17 .