على محمدى خراسانى

99

شرح مكاسب (فارسى)

است و به قول مرحوم شيخ : مراد آن چيزى است كه طبيعت بر او صدق مىكند يعنى مثلا گندم كه نام كلى و طبيعت است بر آن صادق باشد و كلمهء گندم بر نصف حبّه صدق نمىكند بلكه بر حبّه كامل صادق است پس مراد از جزء يعنى فرد ، آن هم نه هر فردى بلكه خصوص آن فردى كه داراى قيمت و ماليّت باشد مثل يك مشت گندم مثلا يا يك كيلو مثلا . [ سئوال : اگر مراد از اجزاء همان افراد است پس چرا تعبير به اجزاء كرد نه به افراد ؟ جواب : سرّش آنست كه و لو حبّه‌هاى گندم در يك كيلو مثلا هركدام فردند ولى از آنجا كه به تنهائى ارزش ندارند ، چون شيئ يسير هستند ، و در كنار ساير حبّه‌ها ماليّت پيدا مىكنند پس گويا كه هر بخشى فرد نيست بلكه جزء است . ] 2 - مراد از تساوى اجزاء از حيث قيمت چيست ؟ مراد اينست كه اگر فرضا صد من گندم داشته باشيم كه بيست هزار تومان قيمت دارد ، چنانچه آن را به دو نصف تقسيم كنيم هرنصفى قيمت نصف مجموع را تأمين كند و اگر به سه ثلث كنيم هرثلثى قيمت ثلث مجموع را و هكذا ربع و عشر و . . . بر اين اساس گندم و جو و مانند آن مثلى است چون اگر مقدار معيّنى از آن را تنصيف يا تثليث كنيم هركدام از حصّها به نسبت مجموع قيمتى را تأمين مىكند . ولى فرش دستباف مثلا قيمى است چرا كه اگر فرش كامل مثلا يك ميليون تومان ارزش داشته باشد چنانچه آن را تنصيف كنيم هر نصفى را به نصف قيمت مجموع خريدارى نمىكنند و . . . : قوله : و من هنا : براساس توضيحى كه داديم جناب شهيد ثانى فرموده : گرچه خود نقدين يعنى درهم و دينار مثلى است ولى چيزهائى كه از آن دو ريخته مىشود و زرگر آنها را مىريزد از قبيل انگشتر ، النگو ، دستبند و . . . قيمى هستند چرا كه انگشتر سالم