على محمدى خراسانى
404
شرح مكاسب (فارسى)
نصف نصف ولى معمولا به حال مكره فرقى ندارد كه مكره يك جا عبدى را بفروشد يا تشقيص كند . ] 2 - و گاهى هدفش آنست كه فعلا اين نصف را بفروشد به اميد اينكه مكره به همين مقدار بسنده كرده و دست از اكراه و اجبار و تهديدش بردارد ، بازهم بيع النصف اكراهى است زيرا طيب نفس ندارد و براى دفع ضرر ظالم اقدام مىكند . : قوله : لكن : « استدراك از اكراهى بودن بيع نصف : » اگر پس از بيع نصف بايع و مشترى اختلاف كردند ، مشترى مىگويد : تو در بيع نصف مكره نبودى و به طيب نفس فروختى پس معامله صحيح است ولى بايع مىگويد : من مكره بودم و طيب نفس نداشتم و هيچامارهاى هم بر تعيين در ميان نباشد ، آيا ادّعاى بايع مسموع است يا خير ؟ مىفرمايد : نظر يعنى دو وجه در كار است : 1 - آرى مسموع است چون طيب نفس داشتن يا نداشتن امرى باطنى است و لا يعرف الّا من قبل البايع و در امور كذائى سخن خود مدّعى مقبول است و شاهد نيازى ندارد چون معمولا اقامهء شاهد ممكن نيست . 2 - خير مسموع نيست چون خلاف ظاهر را ادّعا مىكند ، ظاهر آنست كه بيع نصف با طيب نفس بوده ولى او مدّعى است كه اكراهى بوده ، پس قول او مقبول نيست . [ عبارات اساطين فقه در باب مكره ] : قوله : بقى الكلام : مطالب اصلى در باب اختيار و اكراه به پايان رسيد ، اينك قبل از ورود فروع مطلب ، لازم است به وعده وفا نموده و فرعى را كه قبلا از تحرير علّامه آورده و وعده داديم كه در آينده آن را بررسى خواهيم كرد ، مورد بحث و تحليل قرار دهيم ، ابتدا عباراتى را در اينباره مىآوريم :