على محمدى خراسانى
383
شرح مكاسب (فارسى)
و چنين وانمود كرد كه مىخورد ولى از كنار لبهايش به روى جامهها يا زمين بريزد ، يا آهسته در چاه بريزد ، يا مكره شده كه مظلومى را بزند ، در تاريكى تازيانه را به ديوار بزند و به مظلوم بگويد : به دروغ اظهار جزع و فزع بكن و . . . و ظالم بپندارد كه واقعا دستورش عملى شد و . . . ] 2 - امتناع علمى و اعتقادى : يعنى مكره معتقد به امتناع و مخالفت باشد [ حال در واقع هم مكره مخالفت كرده و او مطلع شده و اعتقادش مطابق واقع است يا در واقع مخالفت نكرده و انجام داده ولى وسوسهگران باعث شدهاند كه ظالم گمان كند كه وى دستورش را انجام نداده ] . حال ملازمهء مذكور ميان امتناع و مخالفت با وقوع در ضرر مورد تهديد ، مربوط به امتناع واقعى نيست زيرا اى چهبسا مكره در واقع مخالفت كرده و ظالم اصلا خبردار نشده يا خيال مىكند كه مخالفت نكرده و . . . در اينجاها كه ضررى پيش نمىآيد و مكره در ضرر واقع نمىشود . آرى ميان امتناع اعتقادى و وقوع ضرر ملازمه است و مىتوان شرطيهء مذكور را به اين نحو بيان كرد : لو امتنع المكره و علم و اعتقده المكره وقع فى الضرر ، يا لو احرز الامتناع وقع فى الضرر . . . آنگاه اين معنى [ شرطيه مذكور ] با امكان توريه صادق است زيرا اگر شخص توريه كرد و واقعا انشاء بيع نكرد و مكره فهميد حتما به او آسيبى مىرساند چون دسترسى دارد . پس شرط اكراه در اين فرض موجود است ، مشروط هم كه اكراه باشد صادق است ولى با امكان تفصّى به غير توريه [ به مسافرت و مانند آن ] صادق نيست زيرا اى چهبسا شخص مكره امتناع بكند و مسافرت برود و بهجاى دور دست برود ، و اگر مكره اطلاع از مخالفت هم پيدا كند وقوع در ضرر لازم نمىآيد ، زيرا دسترسى ندارد تا ضرر برساند پس با امكان فرار به اين طريق شرط اكراه نيست و اكراه صدق نمىكند .