على محمدى خراسانى

381

شرح مكاسب (فارسى)

رسول خدا با دستهاى مبارك خويش اشك از چشمان عمّار ياسر پاك نموده و فرمودند : عمّار تو را چه شده [ چرا گريانى ؟ نگران نباش ] اگر مشركين دوباره تو را به ارتداد مكره ساختند بازهم تو مىتوانى در ظاهر و زبان آن اقوال را بگوئى و مانعى ندارد . « 1 » : قوله : و لم ينّبهه : كيفيت استشهاد : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم به عمّار نفرمود : كه چرا توريه نكردى ، يا اگر مجدّدا به سروقت تو آمدند ، توريه بنما ، البته تنبيه بر توريه در امثال مقام و مورد حديث واجب نيست . [ زيرا شبهه موضوعيّه است و عمّار غافل از توريه بوده و تنبيه غافل و ارشاد جاهل در موضوعات واجب نيست . نه اينكه شبههء حكميه باشد ، زيرا از شخصى مثل عمّار بعيد است كه جاهل به حكم مسئله باشد . ] ولى در رجحان و استحباب آن ترديدى نيست به‌ويژه از شخص پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم كه پدر امّت است و شفقت و رأفت بر امّت دارد ، و مخصوصا نسبت به عمّار ياسر كه صددرصد با اكراه و ناراحتى الفاظ كفرآميز را به زبان جارى كرد . ولى با همهء اينها رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم تنبيه بر توريه نكردند ، اين بدان معنى است كه توريه واجب نيست ، و با امكان توريه هم انسان مكره است و صدق اكراه مىكند و احكام اكراه هم مترتّب است . پس توريه به‌دليل شرعى و تعبّدا خارج شده و عجز از آن در صدق اكراه معتبر نيست . قدم سوّم : : قوله : و لكن الاولى : در قدم دوّم فرمودند : در صدق اكراه عجز از تفصّى معتبر است مطلقا [ چه نسبت به توريه و چه راههاى ديگر ] و تا انسان مكره صددرصد عاجز نباشد مكره

--> ( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 476 ، باب 29 - حديث .