على محمدى خراسانى
370
شرح مكاسب (فارسى)
نداشته باشد باز اكراه صادق نيست . : قوله : فظهر من ذلك : متفرع بر شرط اوّل است كه شرح داديم . : قوله : و ليس دفع : متفرع بر شرط ثانى است كه شرح داده شد . : قوله : فالمعيار : قاعدهء كلى در اكراه آنست كه : نسبت به هركارى كه فاعل آن استقلال در تصرف نداشته باشد و لو خلّى و طبعه آن را انجام ندهد و به ميل باطن خويش اقدام نكند بلكه در اثر تهديد و اكراه و ارعاب اقدام كند آن كار اكراهى است . اگرچه وقتى مكره شد عقل مىگويد : براى جلوگيرى از ضرر جانى پرداخت هزار تومان را اختيار كن ، يا در اكراه بر احد الامرين مىگويد : دفع افسد به فاسد كن و آن را كه ضررش كمتر است اختيار كن ولى اينها سبب نمىشود كه آن كار يعنى دفع وجه مذكور از اكراهى بودن بدر آيد خير اكراهى است و نفس انسان بطور فطرى و از روز اوّل خلقت و بهطور جبّلى از كار تحميلى متنفّر است و لو با فكر و انديشه و براى پيشگيرى از ضرر بزرگ آن را انجام دهد . [ و الحاصل : حاصل كلام ] : قوله : و الحاصل : هركارى كه فاعل فعل آن را به ميل خود و با تصميم و ارادهء خود انجام مىدهد و استقلال در رأى و عمل دارد آن كار اختيارى است نه اكراهى و لو اضطرارى باشد و ضرورت پيش آمده كه بفروشد ، دفع ضرر وادارش كرده ولى اكراه نيست . و هر كارى كه چنين نباشد اكراهى است و اين امرى است كه وجدان شاهد آنست [ و ان شئت فقل : انّ الاكراه ان يكون ارادة فاعل الفعل مقهورة لارادة شخص آخر بحيث لا يكون مستقّلا فى ايجاده . ]