على محمدى خراسانى

292

شرح مكاسب (فارسى)

بچّه گفته : تو برو و مال را قبض كن باز قبض صبّى فائده‌اى ندارد و بدين وسيله متّهب يا موهوب له مالك نمىشود . 3 - اگر طلبكارى به بدهكار بگويد : طلب مرا به فلان بچّه بده و بدهكار همچنين كند ، با دادن به بچّه دين از دوش او برداشته نمىشود و كما كان مشغول الذمّه است و مبلغى را هم كه به صبّى داده به ملك خود مديون باقى است و اگر احيانا در دست بچّه تلف شد ضرر به خود مديون مىخورد ، چون خود او اقدام كرده و با دادن مال به بچّه موجب تضييع و از ميان رفتن مال گرديده ، و هركس به ضرر خويش اقدام كند ديگران در قبال مال او مسئوليّتى ندارند ، و كما كان مديون است زيرا دين امرى است در ذمّه و تا ذمّه را به طرز صحيح فارغ نكند برداشته نمىشود ، و قبض صبّى شرعا صحيح نيست پس قرض از گردن او برداشته نمىشود . تنظير : همانطور كه اگر طلبكار به بدهكار بگويد : مبلغى را كه از شما طلبكار هستم به دريا بياندازيد ، بدهكار حق ندارد و چنان كند و اگر كرد به خود ضرر زده و جداگانه بايد بدهى خود را بپردازد از ذمّه‌اش برداشته نمىشود . امّا اگر شخصى نزد ودعى و امانت نگهدار ، مالى را به امانت سپرده كه حقّ مالك بر ذمّه ودعى نيست بلكه به عين خارجى تعلّق دارد ، در اين صورت اگر به ودعى گفت : مال مرا به اين طفل بده ، يا به دريا بيانداز ، و ودعى چنان كرد ، ضرر به خود مالك مىرسد و امانت‌دار مسئوليّتى ندارد ، سرّ مطلب آنست كه : اينجا از اوّل حقّ مالك معيّن و مشخّص است و به عين خارجى تعلّق دارد ، و الناس مسلطون على اموالهم پس مىتواند آن را به دريا بريزد يا تلف كند و . . . 4 - اگر مال وديعه مال طفل بود و ودعى آن را به خود طفل داد و در دست او تلف شد ، در اينجا و لو با اذن ولى هم به بچه داده باشد ضامن است ، زيرا ودعى حق ندارد اموال صبى را حتى با اذن ولىّ طفل تضييع كند ، و دادن مال به صبى