على محمدى خراسانى

273

شرح مكاسب (فارسى)

حديث رفع داشت از خود موصول حكم الزامى را اراده كردند و نيازى به تقدير نداشتند و حديث رفع چون در مقام امتنان و رفع كلفت و مشقّت و سنگينى است لذا الزام را كه كلفت است برمىدارد و كارى به رفع ساير احكام تكليفيه و نيز احكام وضعيّه ندارد . حال بر اين اساس هم باز حديث رفع قلم از ما نحن فيه اجنبى است به بيانى كه گذشت . ب - بحثى است اصولى در رابطه با واجبات مشروطه كه آيا اين شروط و قيود ، به مفاد هيئت و اصل وجوب برمىگردد و در واجب مشروط و مقيّد اصل وجوب و تكليف مشروط و مقيّد است ؟ يا به مفاد مادّه و واجب برگشته و در واجب مشروط اصل وجوب قبل از شرط هم هست ولى واجب و امتثال پس از حصول شرط است ؟ مشهور رأى اوّل را معتقد شده‌اند ، صاحب فصول در خصوص واجبى كه شرطش وقت باشد قول ثانى را گرفته و واجب معلّق را اختراع كرده . [ رأى مرحوم شيخ در رابطه با واجبات ] ولى جناب شيخ اعظم معتقد است كه كليّهء واجبات مشروطه چه آنها كه مشروط به شرائط خاصه هستند [ آن هم اعمّ از اينكه شرط خاص وقت باشد يا استطاعت و مانند آن ] و چه آنها كه مشروط به شروط عامّه هستند [ بلوغ - عقل - قدرت و . . . ] در همه‌جا اصل وجوب و تكليف همواره فعلى و مطلق است و مقيّد به قيدى نيست ، آرى واجب و امتثال مقيّد است . حال با اين مقدّمه و مبنا مىگوئيم : اصولا بلوغ شرط اصل وجوب نيست بلكه شرط واجب است و تا نيامده امتثال صحيح نيست و گرنه قبل از آن هم تكليف و لو الزامى هست . حال بر اين مبنا پرواضح است كه در ما نحن فيه مراد از رفع قلم ، رفع قلم جعل و تشريع احكام نيست ، بلكه رفع قلم مؤاخذه است ، بازهم حديث از ما نحن فيه اجنبى است .