على محمدى خراسانى

251

شرح مكاسب (فارسى)

كه سلطنت فائته بر عين برنمىگردد و محال است برمىگردد ، زيرا زمان برگشتنى نيست ، و ما فات مضى و الماضى ما مضى وقته و لزم اجله ، هكذا بدل هم برنمىگردد . مرحوم شيخ مىفرمايد : بدل ، بدل از سلطنت فائته نيست تا شما آن حرف را بزنيد بلكه بدل از اصل سلطنت مالك بر مال خود در مدّت تعذّر است و هدف آن است كه جاى خالى سلطنت پر شود ، حال عملا مالك در آن مدّت استفاده‌اى ببرد و از عين بهره‌اى ببرد يا نه ، و اگر بدل از اصل سلطنت بود ، با ردّ عين اصل سلطنت آمد پس بايد غرامت هم برگردد و ملك ضامن شود و گرنه جمع ميان عوض و معوض مىشود . در نتيجه : وقتى ضامن عين را به مالك داد ، مالك هم بايد غرامت را به ضامن بدهد و اگر بدل در دست او تلف شده بايد بدل بدل را بدهد و اگر به تصرّف ناقل آن را به ديگرى منتقل كرده چه به نقل لازم [ كالبيع اللازم ] و چه نقل جايز [ بيع خيارى ، و هبه و . . . ] بايد عوض آن را به مالك پس دهد . و نيز از عهدهء نمائات متّصل غرامت بايد برآيد . آرى نمائات منفصل آن [ از قبيل : شير ، پشم و . . . كه حق داشته استفاده كند و كرد . ] در ملك مالك اصلى باقى مانده و به ضامن عودت داده نمىشود . : قوله : و لو لم يدفعها : و اگر عين را به مالك نپرداخته باشد آيا ابتدا به ساكن و قبل از دفع عين حقّ دارد از مالك مطالبهء غرامت كرده و بگويد : بدلى را كه به شما داده بودم به من برگردانيد ؟ خير حق مطالبه ندارد ، زيرا تا هنگامى كه عين را به مالك اصلى ردّ نكند و سلطنت مالك بر عين جامهء عمل نپوشد ، بدل از ملك مالك اصلى خارج نمىشود تا ضامن حقّ مطالبه نسبت به بدل داشته باشد ، و مالك چيزى نيست تا خواهان آن باشد ، و اگر بگوئيد : تمكّن از عين پيدا كرده خواهيم گفت : غرامت