على محمدى خراسانى

185

شرح مكاسب (فارسى)

اگر قاطر تو تلف مىشد او ضامن بود ، و در مقابل كرايه هم ساقط است . و حال كه حيوان تو را سالم به تو برگردانده كرايه‌اى بر عهدهء او نيست . [ الخراج بالضمان ] راوى مىگويد : ما دو نفر از پيش ابو حنيفه رفتيم در حالى كه رفيق من [ صاحب قاطر ] استرجاع مىكرد [ و مىگفت انّا لله و انّا اليه راجعون ] من دلم به حال او سوخت ، مبلغى به او داده و وى را راضى ساخته و از او حلاليّت طلبيده . همان سال به حج مشرف شدم ، در موسم حج به محضر امام صادق عليه السّلام شرفياب شدم و جريان فتواى ابو حنيفه را به امام عليه السّلام عرضكردم . امام عليه السّلام فرمود : اين قضاوت و امثال آن است كه [ اثر وضعى دارد ] و موجب مىشود تا آسمان باران رحمتش را دريغ كند ، و زمين بركات و نعمتهايش را بيرون نياورد ، و آنها را در دل خود زندانى كند . به امام عليه السّلام عرضكردم : نظر مبارك شما چيست ؟ حضرت فرمود : به نظر من بايد اجرة المثل آن قاطر را به مالكش بپردازى ، اجرة المثل رفتن از كوفه تا نيل ، از نيل تا بغداد ، و اجرة المثل از بغداد تا كوفه [ چون كرايه‌ها مختلف بوده لذا هركدام را جداگانه آورده ] عرضكردم : من در آن مدّت چندين درهم بابت علوفهء حيوان پرداخته‌ام ، آيا حق دارم عوض علوفه‌ها را از مالك بگيرم ؟ حضرت فرمود : خير ، زيرا تو غاصبى [ پس حق ندارى ، اين قسمت با الغاصب يؤخذ باشقّ الاحوال مىسازد . ] عرضكردم : اگر حيوان در آن مدّت هلاك مىشد [ در اثر سقوط كردن ] يا هلاك مىشد [ در اثر مرگ طبيعى و موت حتف انف ] آيا من ضامن بودم ؟ و چيزى برگردنم ثابت مىشد ؟ حضرت فرمود : آرى قيمت قاطر را در روزى كه مخالفت كردى و غاصب شدى . [ اين فراز هم محّل شاهد است كه مبسوطا خواهد آمد . ]