على محمدى خراسانى
97
شرح مكاسب (فارسى)
5 - چرا مرحوم شيخ كلمهء انشاء را آوردند و به تمليك تنها اكتفا نكردند ؟ جواب : براى اينكه تمليك دوگونه است : الف : گاهى موجب انشاء تمليك مىكند ولى از نظر عرف يا شرع اين انشاء تمليك واجد شرائط نيست و لذا موجب نقل و انتقال نمىشود ، چنين معاملهاى باطل است . ب : و گاهى انشاء تمليك واجد شرائط بوده و خارجا هم مؤثر است چنين معاملهاى صحيح خواهد بود . حال اگر مىفرمود : تمليك عين بمال ، ما مىگفتيم : الفاظ موضوعات هستند براى معانى واقعيه و نفس الامريه ، پس تمليك هم يعنى تمليك واقعى و حقيقى و مؤثر ، و در نتيجه به معاملهء صحيحه اختصاص پيدا مىكرد ، و شامل فاسده نمىشد ، در حالىكه در مقام تعريف ، بايد كلامى بياوريم كه جامع هر دو قسم باشد و آنكه جامع است همان انشاء تمليك است و لذا فرمود : انشاء تمليك ، و اگر خواستى بگو : التمليك الانشائى كه اعم است از تمليك واقعى و تمليك انشائى صرف . [ ب : كلمهء تمليك ] و امّا كلمهء تمليك : اوّلين فصل تعريف است و بدينوسيله انشائهاى غيرتمليكى خارج شد از قبيل : انشاء تزويج ، عتق ، طلاق و اباحهء تصرّف و صلح كما سيأتى . [ ج : كلمهء عين ] و امّا كلمهء عين : دومين فصل تعريف است و خارج مىسازد باب اجاره را كه تمليك منفعت است ، و باب عاريه را كه تمليك انتفاع است و باب حقوق را و . . . [ د : كلمهء مال ] و امّا كلمهء بمال : جناب شيخ ره تعبير به عين نكرد چون قبلا گفته آمد كه : عوض البيع لازم نيست عينى از اعيان باشد . و تعبير به عوض هم نكرد چون چيزهائى معاوضهبردار هستند مثل حق التحجير در باب صلح ، ولى مال نيستند و لذا عوض البيع واقع نمىشوند . و بدينوسيله خارج كرد باب حقوق را و نيز