على محمدى خراسانى

93

شرح مكاسب (فارسى)

[ 4 - 5 - تعريف محقق ثانى و تعريف شيخ اعظم ] 3 - بخاطر اشكالاتى كه تعريف قبلى داشت ، جناب محقق ثانى در جامع المقاصد تعريف سومى را عرضه كرده و آن اينكه : الاقرب ان البيع هو : نقل الملك من مالك الى آخر بصيغة مخصوصة « 1 » [ البته مرحوم شيخ در مكاسب اين را تلخيص كرده و نقل العين بالصيغة المخصوصه را آورده‌اند . ] اين تعريف نيز داراى سه اشكال است : الف : شما بيع را به « نقل » معنى كرديد در حالىكه واژهء نقل ، مرادف با بيع نيست تا در تعريف او بيايد . [ منظور شيخ اعظم چيست ؟ مرادف نيست يعنى اعمّ از بيع است چون برهبه و صلح و اجاره و . . . هم صادق است ؟ اگر اين باشد مىگوئيم : اوّلا در تعاريف لفظيه ، تعريف به اعمّ بلامانع است . و ثانيا اساسا قانون تعريف اينست كه از اعمّ شروع شده و به اخص ختم مىشود . منظور شيخ اينست كه : واژهء نقل صريح در بيع نيست ، و ظهور در آن هم ندارد و از كنايات است و چنان كه در بحث الفاظ عقود خواهد آمد ، بايد لفظ صريح يا ظاهر باشد نه مجاز و كنايه و لذا نتوان گفت : بيع همان نقل است و الّا بايد بتوان در ايجاب بيع بجاى بعت ، نقلت آورد و نمىشود . ] قوله : و لذا : شاهد بر عدم ترادف نقل با بيع آنست كه : علّامه ره در تذكره « 2 » تصريح كرده به اينكه : ايجاب البيع با لفظ نقلت واقع نمىشود زيرا كه از كنايات است و ذكر لازم كرده و ارادهء ملزوم مىكنيم . ب : تعريف شما جامع افراد نيست ، زيرا كه كما سيأتى به عقيدهء شما

--> ( 1 ) جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 55 . ( 2 ) تذكرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 462 .