على محمدى خراسانى
90
شرح مكاسب (فارسى)
تأسيسى دارد و معنا يك امر مستحدثى است . از قبيل نوع عبادات ، در اينها سخن از حقيقت شرعيه و يا متشرعيّه مهمّ و مطرح است . ولى نسبت به باب معاملات از قبيل نكاح - اجاره - طلاق و . . . شارع نقش امضائى دارد ، چرا كه اينها از معانى قديمه بوده و پيش از شريعت اسلام هم در ميان مردم رواج داشته ، و شارع معناى جديدى نياورده ، و الفاظ مذكور را در همان معانى لغويّه و عرفيهاش استعمال كرده . غاية الامر در پارهاى از مصاديق با عرف مخالفت كرده و حكم به بطلان پارهاى از نكاحها ، طلاقها ، اجارهها ، بيعها و . . . نموده و احيانا شرائطى براى صحّت و لزوم معامله افزوده است . ولى اصل ماهيّت ، از مجعولات شارع نيست . بلكه از معتبرات عقلائيه است . حال واژهء بيع هم كه مورد بحث ما است از واژههايى است كه نه حقيقت شرعيه دارد و نه متشرعيه ، بلكه به همان معناى عرفى خودش باقى است و سيأتى كه احلّ اللّه البيع مراد حليّت امضائى است اى امضاه و . . . در عين حال كه معناى جديدى پيدا نكرده و به همان معناى اصلىاش باقى است . [ 2 - تعريف گروهى از فقهاء از بيع ] معذلك فقهاء عظام در تبيين آن معنا اختلاف نموده و هركس به سليقهء فقهى خودشان عبارتى را بهتر و جامعتر ديده و همان را در تعريف بيع آوردهاند [ و تعاريف مذكور عموما تعاريف لفظيه است نه حقيقيّه ] و در مجموع هفت معنى از زبان فقهاء مطرح شده كه فعلا چهار تعريف مورد بحث و نقّادى است : 1 - شيخ طوسى در مبسوط « 1 » علّامه در تذكره « 2 » و ديگران « 3 » فرمودهاند : البيع : انتقال عين من شخص الى غيره بعوض مقدّر على وجه التراضى .
--> ( 1 ) المبسوط ، ج 2 ، ص 76 . ( 2 ) التذكرة ، ج 1 ، ص 462 . ( 3 ) علّامه در قواعد ، ج 1 ، ص 225 ، و ابن ادريس در سرائر ، ص 212 .