على محمدى خراسانى
34
شرح مكاسب (فارسى)
از آن پس ، اين دو قهرمان نامآور بسان دو پهلوان ميدان كشتى در عميقترين مسائل فقهى - اصولى - فلسفى و كلامى با يكديگر كلنجار مىروند و گاهى ساعتها باران علم نراقى بر سر شيخ باريدن مىگيرد و شيخ با تمام وجود سخنان نراقى را گوش مىدهد و از آن درياى متلاطم بهره مىگيرد . بارى شيخ اعظم چهار سال تمام در كاشان مىماند . و از اين قهرمان ميادين مختلف علمى استفاده مىبرد و حتى يك روز هم محضر درس اين استاد عظيم الشأن را ترك نمىكند و بيشترين بهرهء علمى را از اين استاد بزرگوار مىبرد و اين خود دليل بر اعلميت نراقى از ديگران است . درهرحال پس از اينكه شيخ توشههاى علمى فراوانى از اين محضر پرفيض مىگيرد و خوشههاى بسيار مىچيند از خدمت استاد اجازه مىخواهد كه كاشان را ترك كند . اين سخن بر مرحوم نراقى سنگين و گران مىنمايد چرا كه كمالات شيخ و مقامات علمى او را ديده و دورى از شيخ برايش سنگين است ، آن هم شيخى كه خود نراقى دربارهاش فرمود : در كليه مسافرتهايم بيش از پنجاه مجتهد مسلم را ديدهام اما هيچكدام مانند شيخ انصارى داراى فضل و دانش و احاطه فراوان نبودهاند . بارى نراقى ، ناگزير از اجازه به شاگرد بزرگ محضر خويش رخصت سفر مىدهد . شيخ اعظم از استاد گرامى مىخواهد تا اجازهنامهء روائى هم به وى بدهد كه اين عادت پسنديده رجال علم از قديم الايام بوده كه هرگاه فاضلى به درجات عالى اجتهاد مىرسد و ملكه استنباط احكام و ردّ فروع بر اصول و استخراج فروع از اصول در او پيدا مىشد از سوى اساتيد معظم ، اجازهنامهاى دريافت مىكرد و اين به معناى شهادت آن استاد بر لياقت و اجتهاد اين شاگرد بود .