على محمدى خراسانى
29
شرح مكاسب (فارسى)
است نوشتههاى دروسى كه در ميان راه به تو القاء كردم ؟ آنها را بياور و به شيخ اسد اللّه بده . برادر امتثال نموده و در دم نوشتهها را به شيخ بروجرد مىدهد وى با كمال دقّت نوشتهها را مطالعه مىكند و آنگاه عظمت علمى شيخ اعظم او را شگفت زدهتر مىكند تا اينكه پس از لحظاتى از پيشنهاد خود نادم گرديده و شرمنده شده عذرخواهى مىنمايد . شيخ اعظم در اصفهان : بدنبال ملاقات با شيخ اسد اللّه بروجردى ، اين دو برادر بروجرد را به قصد اصفهان ، ترك مىكنند و پس از مدتّها طى طريق به يكى از خانات اصفهان كه براى مسافرين تازهوارد آماده شده وارد مىشوند . در آن ايّام زعيم ، علمى و دينى اصفهان فقيهى بزرگوار و سيدى از سلالهء پاك رسول اللّه به نام مرحوم سيد محمد باقر شفتى ، ملقب به حجة الاسلام بود كه از شاگردان نامى جناب استاد اكبر آقا وحيد بهبهانى و سيد اعظم بحر العلوم و سيد مكرّم صاحب رياض و شيخ اجل كاشف الغطاء رضوان اللّه عليهم اجمعين بود و بهرههاى علمى وافرى از مكتب اين بزرگان علم و ادب و عرفان و فقه و اصول برده بود . اين سيد جليل القدر در اصفهان مستقلا حاكميتى داشت و بدون واهمه از حكومت وقت ، حدود الهى را دربارهء متخلفين و مجرمين جارى مى ساخت . هدف اصلى شيخ اعظم از سفر به اصفهان آشنائى با مقامات علمى اين مرد بزرگ بود و لذا پس از اندكى استراحت در محلّ مذكور و بيرون كردن رنج سفر از تن ، همراه برادر در مجلس درس سيد شفتى حاضر مىشوند . مجلس مملو از افاضل و سيد بر كرسى درس تكيه زده و معضلات فقهى