على محمدى خراسانى
26
شرح مكاسب (فارسى)
سفرهاى علمى شيخ در داخل كشور با اينكه شيخ اعظم اينك مجتهد مسلم است و فرزانگان بسيارى مشتاق ديدار جمال او و بهره بردن از خرمن دانش او هستند ولى شيخ همچنان دنبال گمشده خويش است و به آنچه از دو حوزه بزرگ كربلا و نجف آموخته بسنده نمىكند بلكه در داخل كشور هم عزم سفر مىكند تا با حوزههاى علميه پررونق آن عصر شيعه در ايران يكى پس از ديگرى از نزديك آشنا شود . در اين امر هيچ چيز مانع سير علمى شيخ نيست مگر رضايت مادر ، مادرى كه شش سال تمام دورى و فراق فرزند را تحمّل كرده و ديگر نمىتواند فراق فرزند را ببيند و شيخ اعظم هم براى مادر احترام فراوانى قائل است و هرگز راضى نمىشود كه كمترين رنجش خاطرى براى مادر گرامىاش پيش آيد [ چرا كه شيخ به خاطر همين خصلتهاى متعاليه به آن درجات رسيده است ] . لذا شيخ اعظم در اين انديشه است كه چگونه مادر را قانع سازد تا اجازه هجرتى ديگر در راستاى هجرتهاى سابق و براى تحقّق بخشيدن به آرمانهاى بلند خويش را از مادر دريافت كند ، در يك فرصت مناسب مادر را از قصد خويش آگاه مىكند و اعلام مىدارد كه قصد زيارت ثامن الحجج على بن موسى الرضا عليه السّلام را دارد . مادر هنگامى كه از تصميم فرزند خبردار مىشود مىگويد : پسرم تحمّل دورى تو بر من گران است لذا راضى نيستم به اين سفر به روى ولى شيخ از هدف عالى خويش دستبردار نيست بلكه به انواع وسائل ممكن متوسل مىشود تا رضايت مادر را جلب كند ، ولى هربار كه شيخ مطلب را طرح مىكند مادر ناخشنودى خود را اعلام مىدارد .