على محمدى خراسانى

24

شرح مكاسب (فارسى)

سيد مجاهد همچون پدرى رؤف و مهربان به شيخ محمد امين از داشتن چنين فرزندى تبريك مىگويد و با فراست هرچه تمام‌تر نبوغ عظيم را در چهرهء كشيدهء شيخ مىخواند . لذا به پدر شيخ مىفرمايد : شما پس از انجام اعمال زيارتى به وطن خود باز مىگرديد و فرزندتان همين‌جا مىماند تا دروس خويش را به نهايت برساند و من اميدوارم كه او به عالىترين مدارج علمى نائل شود . پدر شيخ اين تقاضا را مىپذيرد و خود تنها به ايران برمىگردد و مرتضى را به صاحب ولايت مطلقه على مرتضى عليه السّلام مىسپارد . شيخ اعظم در كربلا : شيخ اعظم چهار سال تمام شبانه‌روز از خرمن دانش دو چهرهء درخشان حوزهء علميه كربلا و دو زعيم عالىمقام يعنى مرحوم سيد مجاهد و مرحوم شريف العلماء مازندرانى خوشه‌ها برمىگيرد و در تمام اين مدت بسان سايه ملازم ركاب اين دو عالم عامل مىشود تا آنكه گوى سبقت را از همگنان مىربايد . ولى متأسفانه در اين وقت كه همزمان با حكومت داود پاشا است در كربلا فتنه‌ها و آشوبهائى بوجود مىآيد كه شرح آن از حوصله اين مقاله خارج است . اين آشوبها سبب مىشود كه فضلا و دانشمندان و جمع كثيرى از اهالى كربلا مجبور به هجرت به كاظمين مىشوند و شيخ اعظم از آن جمله است و هنوز مدت زيادى در آنجا اقامت ننموده بود كه گروهى از شيعيان و محبين خاندان عصمت و طهارت از منطقهء دزفول به قصد زيارت وارد عراق شده و براى زيارت به كاظمين مىروند و در آنجا به خدمت شيخ اعظم رسيده . و از وى تقاضاى بازگشت به وطن مىكنند . شيخ هم دعوت آنان را اجابت كرده همراه كاروان زيارت به وطن باز مىگردد و بار ديگر چشمان والدين چشم انتظار به ديدار اين سيماى ملكوتى