على محمدى خراسانى

16

شرح مكاسب (فارسى)

اواخر عمر ترك نشد . در اينجا به ذكر دو قضيه از احوالات اين بانوى گرامى بسنده مىكنم : 1 - منقول است كه اين خانم بزرگوار در تمام دورانيكه فرزند برومند خويش مرتضى را شير مىداد هماره با وضو بود و هيچگاه بدون طهارت پستان در دهان اعجوبهء دهر نگذاشت . 2 - شيخ اعظم ، برادرى به نام شيخ منصور داشته كه از فضلا و دانشمندان بوده است . شيخ اعظم در دوران زعامت و مرجعيت عامه جهان تشيع بسر مىبرد و برادرش داراى فرزندان و عائله بسيار بود و در نهايت درجه فقر بسر مىبرد . مادر مهربان دلش به حال فرزند مىسوزد و روزى از سر صدق و صفا و مهر و وفا به شيخ اعظم چنين مىفرمايد : فرزندم تو خود نيك وضع برادرت را مىدانى و از فقر و تنگدستى او با خبرى پس بجا است كه مقدارى بر مستمرى ايشان بيفزايى ، تا كمى وضع معيشتى او بهتر شود . شيخ اعظم كه در ساير مواقع بسان عبد ذليل در برابر مادر خاضع و خاشع است ، به اينجا كه مىرسد همانند مولايش على عليه السّلام ذرّه‌اى نرمش نشان نمىدهد و همان‌گونه كه على عليه السّلام شهيد راه عدالت و فدائى ارزشهاى متعالى انسانى اسلامى در برابر برادر نابينايش عقيل كه فرزندان خوردسال و رنگ‌پريده و چشمهاى گودى افتاده و پژمرده خويش را به رسم شفاعت آورده تا قدرى مستمرى او از بيت المال بيشتر شود . امّا امام على عليه السّلام آهن تفتيده را به او نزديك مىكند كه در نهج البلاغه حكايت آن از زبان خود مولى نقل شده است : همچنين شيخ اعظم اين جانشين به حق امامان هم كه قدم‌به‌قدم سيرهء مولايش على عليه السّلام را تعقيب و پياده مىكند با يكدنيا صلابت كه خاصّ مؤمنين باللّه و اولياء