على محمدى خراسانى
110
شرح مكاسب (فارسى)
تمليك مجّاني ، لم يلحظ فيه خصوصية عنوان آخر « 1 » ] حقيقت امر اينست كه : اصلا هبه تمليك معاوضى و مقابلهاى نيست تا تعريف ما او را شامل شود بلكه تمليك مجّانى است . بيان ذلك : در باب هبه سه صورت وجود دارد . [ البته محشّين سه صورت ديگر هم افزودهاند كه ما را با آنها كارى نيست . ] 1 - گاهى هبه از نوع هبهء غيرمعوّضه است . يعنى فرضا زيد به بكر مالى را هبه مىكند و هديهاى براى او ارسال مىكند ، و در مقابل بكر هيچ چيز به زيد هبه نمىكند . در اين فرض پرواضح است كه : هبهء زيد تمليك مجّانى عين است و مقابل و عوضى ندارد . 2 - و گاهى از نوع هبهء معوضهاى است كه در ضمن آن شرط عوض نشده ، يعنى دوستى به دوست خودش بدون چشمداشت عوض مالى را هديه مىكند صرفا به قصد اينكه : تهادوا تحابّوا « 2 » و . . . ولى دوست ديگر هم به حكم : هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ « 3 » هديهاى براى واهب مىآورد و چيزى را به او هبه مىكند ، در اين فرض هم دو تمليك مجّانى مستقلّ و بىارتباط به يكديگر و بدون اينكه معاوضهاى مطرح باشد و يكى عوض ديگرى باشد ، صورت گرفته و انشاء تمليك عين به عوض ، صدق نمىكند . 3 - و گاهى هبه از نوع هبهء معوضهاى است كه در ضمن آن عوض هم شرط شده ، يعنى واهب به متّهب گفته : اين مال را به شما هبه كردم به شرط اينكه شما هم متقابلا آن شىء را به من هبه كنيد ، كه ضمن عقد هبه ، شرط عوض شده است . مادّه نقض همين صورت است كه مستشكل مىگويد : هبهء واهب با شرط
--> ( 1 ) هداية الطالب ، ص 153 . ( 2 ) فروع كافى ، ج 5 ، ص 144 ، باب الهديه ، حديث 14 . ( 3 ) سورهء الرحمن ، آيه 60 .