على محمدى خراسانى
80
شرح مكاسب (فارسى)
2 - خوف بر مال : اگر انسان از ضرر مالى بر خود يا بعض مؤمنين خائف باشد و امر دائر شود بين تضرّر مالى او يا تضرّر مالى يا جانى ديگران ، سئوال اينست كه : آيا براى دفع ضرر مالى از خود يا مؤمن ديگر حق دارد يك ضرر جانى به ديگرى وارد كند ؟ جواب : هرگز ، چون نفس اهّم و مال مهمّ است و نبايد اهم فداى مهمّ گردد . آيا براى جلوگيرى از ضرر مالى مىتوان به ديگرى اضرار عرضى رساند ؟ جواب : خير ، چون عرض و آبرو هم يا از مال اهّم است و يا مساوى با او و نمىتوان اين را فداى آن كرد . آيا براى دفع ضرر مالى از خود يا فاميل يا مؤمنى مىتوان به مؤمن ديگر ضرر مالى رساند ؟ جواب : باز هم خير آن هم چه ضرر مالى كه به ديگرى وارد مىكنيم يسير و ناچيز باشد و چه كثير و فراوان پس كلمهء اصلا در عبارت يعنى لا نفسا و لا عرضا و لا مالا كثيرا او يسيرا . مثال : بنابراين اگر درندهاى به طرف اسب شما مىآيد شما حق نداريد براى دفع ضرر از خود اسب خويش را فرارى داده و مثلا حمار ديگرى را مقابل اسد بياوريد و بر او عرضه كنيد و آن را در معرض دريده شدن و هلاكت قرار دهيد . 3 - خوف بر عرض : اگر خوف شما بر آبروى خود يا يكى از بستگان يا يكى از مؤمنين باشد آيا براى دفع ضرر آبروئى از شخصى مىتوانيم يك ضرر مالى به ديگرى وارد كنيم البته با ضمانت ؟ شيخ مىفرمايد : فيه تأمّل : يعنى تجويز اين اضرار مالى مشكل است چون شرع مقدس همانطورى كه به آبروى مؤمن خيلى اهميّت داده هكذا به مال مؤمن ديگر هم اهتمام قائل شده و فرموده : حرمة ماله كحرمة دمه ، و من قتل دون ماله فهو شهيد و . . . پس دليلى بر جواز فدا شدن يكى براى حفظ ديگرى نيست .