على محمدى خراسانى
77
شرح مكاسب (فارسى)
[ البته كاشف الغطاء مسئلهء عرض بعض مؤمنين را به جان آنها ملحق كرد كه از اين جهت با ما موافق نيست ] . قوله : و كيف كان : به عقيدهء ما پس از هضم مطالب تنبيه دوّم ، در اينجا دو موضوع و عنوان جدا مطرح است كه هركدام حكم مخصوص به خود را دارد : 1 - عنوان اكراه كه با تهديد مالى يا جانى يا عرضى نسبت به شخص مكره يا منسوبين او حاصل مىشود . 2 - خوف از ضرر مالى يا جانى يا آبروئى بر خودش يا فاميلش و يا بعض مؤمنين ، بدون اينكه اكراهى در اينجا صدق كند . [ و خوف اعّم از اكراه است زيرا هرجا اكراه بود بدنبالش خوف هم هست ولى چنين نيست كه هرجا خوف بود اكراه هم باشد فى المثل ظالمى به شما پيشنهاد قبول ولايت مىكند و صرفا عرضهء اين مطلب است و تهديدى در بين نيست ولى شما مىترسيد از اينكه اگر پيشنهاد او را ردّ كنيد به چند مؤمن ضررى برسد در اينجا خوف هست ولى اكراه نيست . ] امّا حكم اكراه : مكرّر گفتيم كه به حكم رفع ما اكرهوا عليه ، اگر انسان مكره شد هرگونه حرامى چه حق الله و چه حق الناس بر او حلال و جايز مىشود مگر مسئلهء اراقة الدّم . و امّا حكم خوف : خوف بر خود يا متعلّقين خود يا بعض مؤمنين سه صورت كلى دارد : 1 - خوف بر نفس : يعنى مىترسد از اينكه اگر فلان حرام را انجام ندهد آسيب جانى ببيند در اينجا براى دفع ضرر مخوف ارتكاب حرام الهى از قبيل افطار در ماه رمضان ، تبرّى جستن و . . . جايز مىشود . و امّا ارتكاب حرام مربوط به بندگان يعنى اضرار به غير براى دفع ضرر