على محمدى خراسانى

73

شرح مكاسب (فارسى)

فلان كار را كه ظالم مىخواهد انجام ندهد ضررى متوجه مىشود ] چه نسبت به خود شخص مكره ، چه نسبت به اهل و بستگان او و چه نسبت به مؤمنين ديگر كه با او بيگانه هستند در هريك از اين صور شخص مكره حق دارد عمل مكرهء عليه را انجام بدهد چه از محرمات الهيّه باشد و چه مسئله اضرار به غير فقط تنها چيزى كه مستثنى است و اكراه‌بردار نيست ريختن خون ديگرى و اضرار جانى به ديگرى است . حال از اين اطلاق كلام استفاده مىشود كه در مورد بعض المؤمنين هم مسئله اكراه صادق است و منحصر به دو صورت اوّل نيست و همين كه تهديد شد به اضرار بر بعض مؤمنين حق اضرار دارد . . . شيخ اعظم مىفرمايد : از مطالبى كه در و لكن لا يخفى تا اينجا آورديم روشن مىشود كه اين اطلاق قابل خدشه است و تهديد اگر به ضررى على بعض المؤمنين باشد كه مورد بحث ما است [ مثل اينكه بگويد : اموال زيد را غارت كن و گرنه اموال بكر غارت مىشود و . . . ] مجوّز ارتكاب هرحرامى حتى اضرار به غير نمىشود چون دليلى بر جواز و اباحهء اضرار به غير پيدا نشد . قوله : الّا ان يريدوا : مگر اينكه مراد اين جماعت هم از اطلاق كلامشان خوف از ضرر بر خصوص جان بعض المؤمنين باشد [ نه خوف ضرر بر مال يا عرض ] كه اگر اين باشد ما هم قبول داريم و در نعم الّا . . . توضيح داديم و اينجا هم تصريح مىكنيم به اينكه : لا اشكال در اينكه براى حفظ جان مؤمن ارتكاب هرحرامى حتى اضرار مالى به ديگرى جايز است چرا كه طبق آنچه از روايات برمىآيد : لا يعادل نفس المؤمن شيئ يعنى هيچ چيزى با جان مؤمن برابر و معادل نيست و جان مؤمن از هرچيزى بزرگتر است پس بايد مال فداى جان شود و چون حفظ جان مؤمن اهمّ است ، اضرار مالى گرچه حرام بود ولى اين مهم بايد فداى آن اهم بشود و تنها در