على محمدى خراسانى

52

شرح مكاسب (فارسى)

عظائم امور مردم يا گناهان عظيمه است آيا بوسيلهء اكراه اينها هم مباح مىشوند ؟ به بيان ديگر : لا شك در اينكه اضرار به غير از محرمات است [ لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام ] حال آيا در نتيجهء اجبار اين حرام هم حلال و جايز مىشود يا خير ؟ سه وجه در مسئله هست : 1 - آرى بواسطهء اكراه اضرار به غير هم جايز مىشود مطلقا [ در مقابل تفصيل كه خواهد آمد ] پس اگر انسان شريف و آبرومندى را تهديد كنند كه يا بايد تمام اموال فلانى را غارت كنى و يا صد تا ناسزا به او بگوئى و آبرويش را بريزى و يا اگر نكردى بدان كه اموال خودت را خواهيم گرفت ، آبروى خودت را مىبريم و . . . و او خائف است از اينكه مبادا كلمه‌اى درشت در محضر جمع بشنود و آبرويش بريزد بگوئيم براى حفظ مال يا آبروى خود و دفع اين ضرر حق دارد دست به هر كارى بزند و هرگونه ضرر مالى به ديگرى برساند ولو بلغ ما بلغ يعنى هرچند ضررى كه متوجه خود او است در صورت ترك آن كار مورد تهديد به مراتب كمتر باشد از ضررى كه به ديگرى مىرساند . دليل اين وجه : عمومات نفى اكراه و اضطرار است كه در حديث رفع مىخوانيم : رفع ما اكرهوا عليه ، اين حديث عامّ است يعنى نسبت به هرآنچه كه مكره شديد آزاديد و حرمت ندارد و به عمومش مسئله اضرار به غير را هم مىگيرد پس آن هم جايز مىشود مطلقا . و نيز روايات مىگويد : الضرورات تبيح المحظورات ، يعنى اگر ضرورت ايجاب كند هركار محظور و ممنوعى مباح مىشود ، اكراه هم يك ضرورت و ناچارى است ، اضرار به غير هم يك محظور است پس به عمومش شامل اضرار به غير هم مىشود . 2 - خير بواسطهء اكراه اضرار به غير جايز نيست ، مطلقا [ در قبال تفصيل بعدى ، ضمنا جناب شيخ به اين وجه تصريح نكرده‌اند اگرچه دو بيانى كه خواهد