على محمدى خراسانى
41
شرح مكاسب (فارسى)
1 - تخيير ظاهرى يا در مسئله اصوليّه : كه عبارتست از تخيير بين الحجتين و الروايتين و يا تخيير در مقام فتوى كه مخصوص مجتهد است و آن وقتى است كه مجتهد به دو حديث متعارض برخورد كرده و از نظر مرجّحات آنها را متساوى و متكافئ يافته و چون از واقع خبر ندارد در ظاهر به حكم اخبار علاجيّه ناچار است يكى از آن دو را به عنوان حجّت اخذ كرده و بدان ملتزم شود و روايات مىگويد : اذن فتخيّر احدهما و تدع الاخر . و واضح است كه اين تخيير يك تخيير ظاهرى است و در ظاهر ما مأمور بدان هستيم و همين كه واقع را فهميديم جاى اين تخيير نيست . 2 - تخيير واقعى يا در مقام عمل كه همهء مكلفين را شامل است و آن وقتى است كه يك عملى از نظر شرعى فعل و تركش مساوى باشد و رجحانى نباشد مثل همهء افعال مباح ، در اينجا مكلّف مخير است بين فعل و ترك ، و نيز آنجاها كه يك مصلحت واقعى بيشتر نيست و هريك از دو يا چند عمل آن را تأمين مىكند مثل تخيير ميان خصال كفّاره باز هم مكلّف مخيّر است و اين يك تخيير واقعى است و حكم واقعى كه عند الله ثبت و ضبط مىباشد همين است و لا غير . با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : جناب صاحب جواهر بر فرض كه از اعتراض قبلى صرفنظر كنيم و بپذيريم كه حكم در عامين من وجه تخيير است نه توقّف و رجوع به اصل . ولى اعتراض ديگرى داريم و آن اينكه : آن تخييرى كه در باب متعارضين مطرح است و اخبار علاجيّه مىگويد : مخيّرى بين وجوب و حرمت يك تخيير ظاهرى است كه تا دسترسى به واقع ندارى فعلا بايد در ظاهر به يكى از متعارضين ملتزم باشى يا دليل وجوب را بگيرى و به فعل آن ملتزم باشى و يا دليل حرمت را و به ترك پايبند باشى و حق ندارى هردو دليل را طرح كنى و به سراغ حكم ثالث به روى .