على محمدى خراسانى
26
شرح مكاسب (فارسى)
هيچ حرامى را مرتكب نمىشود و هيچ واجبى را ترك نمىكند بلكه امر به معروف و نهى از منكر هم مىكند ، حدود الهى را هم اجراء مىكند و . . . و خلاصه اينكه : ولايت مذكور مقدمهء منحصرهء امر به معروف و نهى از منكر شده است و چون خود امر به معروف و نهى از منكر واجب است و ولايت مذكور مقدّمهء واجب است و ما لا يتّم الواجب الّا به فهو واجب ، پس اين ولايت هم واجب است . [ مرحوم شيخ اين ولايت را از باب مقدّمه واجب مىداند و مبناى اصولى ايشان هم اينست كه : مقدّمهاى كه به قصد توصل به ذى المقدمه اتيان شود آن مقدمه واجب خواهد بود . و ما نحن فيه من هذا القبيل زيرا والى به قصد امر به معروف و نهى از منكر قبول ولايت مىكند . ] قوله : و ربّما يظهر : به عقيدهء ما ولايتى كه مقدّمهء امر به معروف و . . . شده واجب است ولى در عين حال از كلمات عدّهاى از بزرگان از فقهاء [ بلكه به قول صاحب جواهر كه بعدا عبارتش را خواهيم آورد : مشهور چنين مىگويند ] استفاده مىشود كه اين ولايت واجب نيست و حدّاكثر مستحب است . اينك نقل پارهاى از كلمات : 1 - شيخ طوسى در النهاية فرموده : قبول ولايت و متولى شدن امرى از امور از ناحيهء سلطان عادل كارى است مشروع و بلكه ترغيب به آن شده [ كه استحباب را مىرساند ] و بلكه چه بسا به سرحدّ وجوب مىرسد از باب اينكه مقدّمهء واجب شده يعنى بواسطه والى شدن مىتواند امر به معروف و نهى از منكر نمايد به هركس حق او را بدهد ، هرچيزى و كسى را بجاى خود به كار گيرد ، عدل و داد كند و . . . و امّا ولايت از جانب سلطان جائر : در صورتى كه شخص يقين داشته باشد يا حداقّل ظن غالب و اطمينان داشته باشد كه اگر در دستگاه ظلمه وارد شد و قبول