على محمدى خراسانى
13
شرح مكاسب (فارسى)
مرحوم شيخ اين قول را صريحا بيان نمىكنند و تنها اشارهاى به دليل آن كرده و ردّ مىكنند و آن اينكه : بعض روايات اشارهاى دارند به اينكه حرمت ولايت از جهت حرامهاى خارجيهء مترتّبه بر آن باشد . به عنوان نمونه به روايت صحيحهء داود بن زربى . [ به قول مرحوم مامقانى در رجال : كلمهء زربى سه جور ضبط شده : 1 - زربى 2 - زربى 3 - زربى « 1 » ] توجّه فرمائيد : داود مىگويد : غلامى از غلامان امام على بن الحسين عليهما السّلام براى من چنين نقل كرد : من در شهر كوفه بودم كه امام صادق عليه السّلام وارد حيره [ از شهرهاى قديم عراق واقع در 12 كيلومترى كوفه ] شد ، من به محضرش شتافتم و عرضه داشتم : فدايت شوم چه خوب بود كه با داود بن على [ لابدّ از طرف حكومت بنى عبّاس فرماندار آنجا بوده ] يا بعض از اين درباريان و وابستگان به سلطان ، صحبت مىفرموديد و وساطت مىكرديد تا مرا هم در بعض از اين ولايات داخل كنند . خلاصه به من هم منصبى بدهند تا زندگى راحتى داشته باشم و . . . ] [ كلمهء لو در لو كلمّت . . . احتمال دارد شرطيه باشد و جزاء محذوف باشد اى لكان احسن و انفع . و شايد براى تمنّى و آرزو كردن باشد يعنى اى كاش اين كار را مىكردى كه در اين صورت محتاج به جزاء نيست . ] امام عليه السّلام در جواب من فرمود : من كسى نيستم كه اين كار را بكنم . من از محضر امام مرخّص و به منزل مراجعت كردم ، و پيش خود خيلى فكر كردم كه چرا امام تقاضاى من را ردّ كرد و وساطت نكرد ؟ بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه سبب منع امام اين باشد كه خيال كرده من هم مثل ديگران پس از حاكم
--> ( 1 ) تنقيح المقال ج 1 ص 408 .