على محمدى خراسانى

85

شرح مكاسب (فارسى)

و سرپيچى ، و مجبور كردن به خدمت است . [ و اضرار هر شيئى يا شخصى متناسب با خود او است . ] 2 - تا اينجا يكى از چهار تعريف فقهاء را بيان كرديم و امّا تعريف دوّم : مرحوم فخر المحقّقين در كتاب ايضاح الفوائد ضمن اشاره به تعريف سحر ، به طرق گوناگون آن هم اشاره كرده ، كه هر طريقه‌اى از آن گروهى از سحره مىباشد : امّا تعريف : سحر عبارتست از : انجام كارهاى عجيب و غريب و خارق العادة [ نظير توقيف قطار با نگاه ، ايجاد درياى خيالى با اوراد و . . . ] و امّا راهها : انجام كارهاى خارق العادة يا صرفا براساس تاثيرات نفسانيّه است [ بدون هيچگونه استمدادى از عوامل بيرونى اعمّ از ارضى و سماوى و . . . ] يعنى شخص ساحر در سايهء رياضتهائى كه كشيده ، قوّت نفس پيدا كرده و كارهائى را كه ديگران از انجام آن ناتوانند او توان انجامش را دارد [ حالا رياضات ، از راههاى حلال و مشروع باشد كه اولياء الهى اين گونه هستند نظير سلمانها و . . . و يا از راههاى نامشروع باشد كه اولياء شيطان و مرتاضين هند مىكنند . ] مرحوم فخر تنها نام اين قسم را سحر گذاشته ، و جهتش آنست كه قدر متيقن و مصداق اكمل سحر همين نوع است و در اين زمانها همين مشهور است . و يا ايجاد خوارق عادات در سايهء استعانت و كمك گرفتن از فلكيّات و قواى فلكى است كه نامش را دعوت كواكب گويند ، و علم دعوت كواكب يك فنّى بوده كه همان تسخير افلاك و كواكب و سپس استعانت از آنها است [ در كتاب نفائس الفنون جلد سوّم راه تسخير قمر - مشترى - زهرة - شمس و . . . را بيان كرده است . ] و يك نمونه از دعوت و خواندن كواكب را مرحوم شهيدى در حاشيه آورده است : در شرائط خاصى و با آمادگيهاى مخصوص خطاب به ستارهء زحل بگويد :