على محمدى خراسانى
39
شرح مكاسب (فارسى)
حقوق مردمان را پايمال نمايد و براى رسيدن به متاع ناچيز دنيا حق را ناحق مىسازد . كيفيت استدلال : قوله : و اللّام : در لام ليبطل دو احتمال وجود دارد : 1 - لام غايت باشد : يعنى لامى كه مدخول آن مقصود انسان است ، مثل : جئت لامر كذا ، يعنى هدف من از آمدن به خدمت شما ، فلان كار بوده و براى فلان منظور آمدم . 2 - لام عاقبت باشد : يعنى لامى كه مدخول آن مراد انسان نيست ، مثل لدوا للموت و ابنوا للخراب كه هدف از توليد مثل يا ساختمانسازى ، مردن و خراب شدن نيست ولى عاقبت امر چنين خواهد شد . حال اگر لام ليبطل لام غايت باشد معنايش اينست كسى كه عالما عامدا فتواى به باطل و ناحق مىدهد در مقابل آن حق ندارد مالى و عوضى دريافت كند . و اگر لام عاقبت باشد معنايش اينست كه : اصلا كسى كه آشنا به موازين قضا نيست و صرفا براى حطام دنيا درصدد آنست . نصب چنين كسى به قضاوت صحيح نيست ، و قبول نصب از ناحيهء خود او حرام است و بدنبال آن ، اخذ اجرت و جعل هم حرام خواهد بود . و على كل حال يعنى هركدام كه باشد چه لام غايت و چه عاقبت ، كلام امام با ادات حصر يعنى كلمهء انّما آمده و مفيد حصر است . يعنى منحصرا كسى كه بدون علم و اطلاع و بدون هدايت از طرف خداوند فتوى مىدهد يا قضاوت مىكند مستأكل به علم است و كارش مذموم است . مفهوم حصر اينست كه : پس كسى كه با علم و اطلاع و به حق فتوى داده يا قضاوت مىكند مستأكل به علم نيست و عوضى كه دريافت مىكند حرام نيست . و هو المطلوب .