على محمدى خراسانى

111

شرح مكاسب (فارسى)

ولى در ما نحن فيه پياده نمىشود ، و اينجا صغراى آن كبراى كلى نيست ، زيرا كه مثبت كه مىگويد : همهء آن اقسام سحر است بر چه اساسى مىگويد ؟ براساس ظاهر استعمال ، يعنى ملاحظه كرده كه در لسان روايات ، يا كلمات فقهاء يا اهل لغت ، يا عرف عام عربها كلمهء سحر در همهء آنها به كار رفته است ، آنگاه ظاهر يا اصل در استعمال هم كه حقيقت بودن است لذا مطمئن شده كه تمامى اينها سحراند و چنان شهادتى داده ، پس فى الحقيقة مثبت به يك امر ظنى و ظهور استعمال متكّى است . ولى نافى كه سحر بودن همهء آن اقسام را نفى مىكند زبان حالش اينست كه ما هم تتبع كرده‌ايم و پس از تحقيقات به اين نتيجه رسيده‌ايم كه كلمهء سحر اگر در همهء اينها به كار رفته از باب مجاز و به خاطر وجود مناسب و مشابهت ميان معناى حقيقى آن با اين موارد و اقسام است و ما از مجازيّت اطلاع داريم و بر اين اساس شهادت به نفى مىدهيم ، پس در حقيقت هر دو شهادت يا عن علم و اطّلاع است و يا براساس ظواهر ، و هم سنگ و هم رتبه‌اند و تعارض مىكنند . قوله : و الاحوط : تا اينجا مرحوم شيخ همان تفصيل خود را احياء كردند و به اين سخن كه كليّهء اين اقسام سحر و حرام باشند اعتنا نكردند ، ولى در پايان مىفرمايند : احوط آنست كه : از تمامى اقسام هشتگانهء سحر در بحار الانوار اجتناب كنيم : [ البته احتياط مستحب است چون مسبوق به فتوى بر خلاف است ، و از نظر قواعد اصولى مورد از موارد شبههء تحريميّه و اجمال نص است ، يعنى چون نصوص تحريم و ادلّهء وارده در باب سحر ، حرمت را روى سحر برده و سحر موضوعى است مجمل و حدود آن براى ما روشن نيست لذا به قدر متيقن چهار قسم مذكور در ايضاح اكتفا كرده و در مازاد آن كه اقسام ديگر سحر باشد به اصل