على محمدى خراسانى

105

شرح مكاسب (فارسى)

كه نفس اضرار به غير ، توهين به شعائر الهى ، تمام الموضوع براى حرمت است . و امّا آن بخش از طلسمات كه براى پاره‌اى از اغراض و اهداف صحيح و عقلائى [ از قبيل حضور شخص غايب سريعا ، بقاء عمارت فلان منزل ، باغ ، مزرعه و . . . ، فتح دژهاى مستحكم دشمن بدست مسلمين ، رفع فقر و تهيدستى ، رفع ظلم ظالم ، شوهر كردن دخترى ، و . . . ] انجام مىگيرد . دليلى بر حرمت اينها نيست ، بلكه اصل اوّلى در اشياء كه همان اصالة الاباحة و الجواز باشد بر جواز آن دلالت مىكند ، و از بعض الاصحاب [ شهيدين ، فاضل ميسى و محقق اردبيلى و . . . كما سيأتى ] هم همين جواز حكايت شده ، و احيانا پاره‌اى از طلسمات را [ به قولى طلسم جنة الاسماء ] به حضرت امير عليه السّلام مستند مىكنند . ولى به نظر ما [ سيّد جزائرى ] سند اين استناد واضح نيست . [ از باب اينكه : از طريق عامه نقل شده يا مرسلا گزارش شده ، يا متن آن طلسم با مقام امام سازگار نيست و . . . ] سپس سيّد فرموده : شهيد اوّل ره در دروس هر نوع طلسمى را [ به هر دو قسمش كه بيان شد ] به سحر و جادو ملحق كرده و فتوى به حرمت آن داده است . ولى به عقيدهء ما : وجه و دليل اين الحاق روشن نيست . قوله : و لا وجه : مرحوم شيخ مىفرمايد : چه دليلى بهتر از ادّعاى ضرورت دين در كلام فخر الدين و شهيد [ به بيانى كه در استشهاد دوّم قبلا ذكر كرديم . ] پس به عقيدهء ما چهار قسم مذكور و از جملهء آنها طلسمات با همهء انواعش ، مطلقا حرام است . و امّا مرحلهء دوّم : راجع به ساير انواع سحر و جادو در كلام مجلسى و ديگران ، [ غير از چهار قسم مذكور ] مرحوم شيخ يك تفصيل سه ضلعى را اختيار مىكنند : بعد اوّل : اگر ساير انواع سحر و جادو ، موجب اضرار به نفس محترمه‌اى