سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

55

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

ولى بر اثر طولانى شدن مدّت به چند صفت مذموم ديگر مبتلا مىگردد . به اين جهت ، گاهى راه‌هايى كه علماى بزرگى چون مرحوم نراقى در « معراج السعادة » نشان داده‌اند مورد نقد علماى ديگر قرار گرفته است . راه‌هايى كه براى ريشه‌كن ساختن رذايل اخلاقى در برخى از كتاب‌ها ذكر شده همانند تعمير خانهء مخروبه‌اى است كه هر روز بايد گوشه‌اى از آن را تعمير نمايند . بديهى است كه اين كار ، چارهء اساسى نيست . انسان نيز همين‌گونه است تا وقتى كه گرفتار نفس امّاره باشد بر فرضى كه يكى از صفات رذيلهء آن بر طرف شود ، انسان را به صفت ديگرى مبتلا مىسازد . پس بايد راهى را بيابيم كه اساسى و كارساز باشد و در نفس تحوّل ايجاد نمايد . به اين جهت ، علماى بزرگ ديگرى مانند مرحوم آية اللَّه ميرزا مهدى اصفهانى پيمودن اين‌گونه راه‌ها را نمىپسنديده‌اند و معتقد بوده‌اند بايد راهى را برگزيد كه اساسى باشد و انسان را به هدف برساند . . . مرگ شخصى بهتر است يا حيات همگانى ؟ ! برخى از بزرگان - با جستجو و تحقيق براى يافتن راهى كه در نفس انسان تحوّل كلّى ايجاد شود تا هر روز به گونه‌اى دچار لغزش‌هاى روحى و اخلاقى نشود - فكر مرگ را برگزيده‌اند و چنين گفته‌اند كه اگر انسان هر روز دربارهء مرگ بينديشد به گونه‌اى كه نفس او باور كند كه دير يا زود از دنيا خواهد رفت ، هواها و هوس‌هاى نفسانى او از بين رفته و نفس امّارهء او به نفس لوّامه و كم‌كم به مراحل بالا تبديل مىگردد . بنابراين انسان به وسيلهء فكر مرگ ، نفس خود را كشته و از هواها و هوس‌هاى آن نجات مىيابد . بديهى است اين راه بهتر از راه‌هاى ديگرى مىباشد كه در برخى از كتاب‌هاى علم الأخلاق نوشته شده است ؛ ولى آيا مىتوان راهى برتر از آن يافت كه نتيجه و دست‌آورد آن ، هم براى فرد و هم براى اجتماع بهتر و كاملتر باشد ؟ !