سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

328

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

إِلى دارِ النُّبُوَّةِ وَالرِّسالَةِ ، عرب‌هاى جاهل و باديه‌نشينان ، و باقىمانده‌هاى احزاب به خانهء نبوّت و رسالت وَمَهْبِطِ الْوَحْيِ وَالْمَلائِكَةِ ، وَمُسْتَقَرِّ سُلْطانِ الْوِلايَةِ ، و محلّ فرود آمدن وحى و فرشتگان ، و پايگاه سلطان ولايت ، وَمَعْدِنِ الْوَصِيَّةِ وَالْخِلافَةِ وَالْإِمامَةِ ، حَتَّى نَقَضُوا و جايگاه وصايت و خلافت و امامت گرد آمدند و هجوم آوردند ، تا عَهْدَ الْمُصْطَفى ، في أَخيهِ عَلَمِ الْهُدى ، وَالْمُبَيِّنِ عهد پيامبر را در مورد برادرش كه پرچمدار هدايت و آشكار كنندهء طَريقَ النَّجاةِ مِنْ طُرُقِ الرَّدى ، وَجَرَحُوا كَبِدَ خَيْرِ راه نجات از راه‌هاى هلاكت بود شكستند ، و جگر بهترين الْوَرى ، في ظُلْمِ ابْنَتِهِ ، وَاضْطِهادِ حَبيبَتِهِ ، وَاهْتِضامِ خلق خدا را جريحه‌دار ساختند در ستم كردن به دخترش ، و آزار حبيبه‌اش ، و پايمال نمودن عَزيزَتِهِ ، بَضْعَةِ لَحْمِهِ وَفِلْذَةِ كَبِدِهِ ، وَخَذَلُوا بَعْلَها ، عزيزش ، پاره‌اى از تن و قطعه‌اى از جگرش ، و همسرش را يارى نكردند و خوار نمودند ، وَصَغَّرُوا قَدْرَهُ ، وَاسْتَحَلُّوا مَحارِمَهُ ، وَقَطَعُوا رَحِمَهُ ، و قدر و ارزش او را پائين آوردند ، و حرام‌شده‌هاى او را حلال شمردند ، و قطع‌رحم كردند ، وَأَنْكَرُوا اخُوَّتَهُ ، وَهَجَرُوا مَوَدَّتَهُ ، وَنَقَضُوا طاعَتَهُ ، و برادرى او را با پيامبر نفى نمودند ، و مودّت و دوستى با او را ترك كردند ، و اطاعتش را كنار گذاشتند ، وَجَحَدُوا وِلايَتَهُ ، وَأَطْمَعُوا الْعَبيدَ في خِلافَتِهِ ، و ولايتش را انكار كردند ، و بردگان را در خلافت او به طمع انداختند ، وَقادُوهُ إِلى بَيْعَتِهِمْ ، مُصْلِتَةً سُيُوفَها ، مُقْذِعَةً أَسِنَّتَها ، و مردم را به بيعت با آنان كشاندند ، در حالى كه شمشيرها را از نيام كشيدند و دندان‌هاى پليد خود را تيز كردند ، وَهُوَ ساخِطُ الْقَلْبِ ، هائِجُ الْغَضَبِ ، شَديدُ الصَّبْرِ ، و او قلبش خشمگين و غضبش برانگيخته شده بود ، امّا بسيار شكيبائى مىكرد ، كاظِمُ الْغَيْظِ ، يَدْعُونَهُ إِلى بَيْعَتِهِمُ الَّتي عَمَّ شُومُهَا خشم خود را فرو مىنشاند ، او را به بيعت با آنان كه شوم و بديش اسلام فراگرفته بود فرا الْإِسْلامَ ، وَزَرَعَتْ في قُلُوبِ أَهْلِهَا الْاثامَ ، وَعَقَّتْ مىخواندند ، و بيعتى كه در دل‌هاى اهلش گناهان را بذرافشانى نمود ، و سَلْمانَها ، وَطَرَدَتْ مِقْدادَها ، وَنَفَتْ جُنْدَبَها ، وَفَتَقَتْ سلمان را رنج و آزار داد ، و مقداد را راند ، و ابوذر را تبعيد كرد ، و بَطْنَ عَمَّارِها ،