سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

257

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

عَفْوِكَ ، وَالنَّاشِرُ عَلَى الْخاطِئينَ جَناحِ سِتْرِكَ ، وَأَنْتَ عفو و بخششت ، و گستراننده‌اى بر خطاكاران بال پوشش خود را ، و تو الْكاشِفُ لِلضُّرِّ بِيَدِكَ . فَكَمْ مِنْ سَيِّئَةٍ أَخْفاها حِلْمُكَ برطرف‌كنندهء بيچارگى و زيانكارى با دست خود هستى . پس چه بسيار از گناهان كه آن را حلم و بردبارى تو حَتَّى دَخَلَتْ ، وَحَسَنَةٍ ضاعَفَها فَضْلُكَ حَتَّى عَظُمَتْ پوشانيد ، تا از بين رفت ، و ( چه بسيار ) كار خوبى كه فضل و احسان تو آن را دو چندان نمود تا عَلَيْها مُجازاتُكَ ، جَلَلْتَ أَنْ يُخافَ مِنْكَ إِلَّا الْعَدْلُ ، كيفرت بر آن بسيار شد ، تو برتر از آن هستى كه از تو ترسيده شود ( كسى ) مگر به خاطر عدالت تو ، وَأَنْ يُرْجى مِنْكَ إِلَّا الْإِحْسانُ وَالْفَضْلُ ، فَامْنُنْ عَلَيَّ و از تو جز لطف و احسان اميد برده شود ، پس بر من بِما أَوْجَبَهُ فَضْلُكَ ، وَلاتَخْذُلْني بِما يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ . به آنچه فضل و احسانت ايجاب مىكند منّت گذار ، و به آنچه عدل و انصافت حكم مىكند خوار مگردان ، سَيِّدي لَوْ عَلِمَتِ الْأَرْضُ بِذُنُوبي لَساخَتْ بي ، أَوِ اى سرور من ؛ اگر زمين گناهم را بداند مرا در خود فرو مىبرد ، يا الْجِبالُ لَهَدَّتْني ، أَوِ السَّمواتُ لَاخْتَطَفَتْني ، أَوِ الْبِحارُ اگر كوه‌ها بدانند مرا درهم مىشكنند ، يا اگر آسمان‌ها بدانند با سرعت مىربايند ، يا اگر درياها لَأَغْرَقَتْني ، سَيِّدي سَيِّدي سَيِّدي ، مَوْلايَ مَوْلايَ بدانند مرا غرق مىسازند . سرور من ؛ سرور من ؛ سرور من ؛ مولاى من ؛ مولاى من ؛ مَوْلايَ قَدْ تَكَرَّرَ وُقُوفي لِضِيافَتِكَ فَلاتَحْرِمْني ما مولاى من ؛ ماندن و توقّف من براى ضيافت و مهمانى تو پياپى انجام گرفته ، پس از آنچه به وَعَدْتَ الْمُتَعَرِّضينَ لِمَسْأَلَتِكَ . يا مَعْرُوفَ الْعارِفينَ ، درخواست كنندگان و گدايانت وعده فرموده‌اى مرا محروم مگردان . اى شناخته‌شدهء صاحبان معرفت ؛ يا مَعْبُودَ الْعابِدينَ ، يا مَشْكُورَ الشَّاكِرينَ ، يا جَليسَ اى معبود عبادت كنندگان ؛ اى شكرگزارىشدهء شكركنندگان ؛ اى همنشين الذَّاكِرينَ ، يا مَحْمُودَ مَنْ حَمِدَهُ ، يا مَوْجُودَ مَنْ كسانى كه به ياد او هستند ؛ اى ستايش‌شدهء كسى كه او را ستايش كرده ؛ اى يافت شدهء هر كه طَلَبَهُ ، يا مَوْصُوفَ مَنْ وَحَّدَهُ ، يا مَحْبُوبَ مَنْ أَحَبَّهُ ، او را طلب كند ؛ اى توصيف‌شدهء هر كه او را يگانه بخواند ؛ اى محبوب هر كه او را دوست بدارد ؛ يا غَوْثَ مَنْ أَرادَهُ ،