سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

226

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

عَنِ الْمُنْكَرِ ، وَعَبَدْتَ و به خوبىها فرمان دادى ، و از زشتىها بازداشتى ، و اللَّهَ مُخْلِصاً حَتَّى أَتاكَ الْيَقينُ ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا خدا را خالصانه پرستش نمودى تا دنيا را وداع گفتى ، سلام بر تو اى أَبَا الْحَسَنِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ ، إِنَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ . اباالحسن و رحمت و بركات خداوند بر تو باد ، به راستى كه او ستوده و باعظمت و باشكوه است . سپس خود را بر آن قبر پاك بينداز و بگو : أَللَّهُمَّ إِلَيْكَ صَمَدْتُ مِنْ أَرْضي ، وَقَطَعْتُ الْبِلادَ رَجاءَ خداوندا ؛ از سرزمين خود آهنگ تو كرده ، و شهرها را به اميد رَحْمَتِكَ ، فَلاتُخَيِّبْني وَلاتَرُدَّني بِغَيْرِ قَضاءِ حَوائِجي ، رحمت تو پيموده‌ام ، پس مرا محروم مفرما ، و بدون برآمدن حاجتم مرا بازمگردان ، وَارْحَمْ تَقَلُّبي عَلى قَبْرِ ابْنِ أَخي رَسُولِكَ صَلَّى اللَّهُ و به گرديدنم در اطراف قبر پسر برادر رسولت - كه درود خدا عَلَيْهِ وَآلِهِ . بِأَبي أَنْتَ وَامّي أَتَيْتُكَ زائِراً وافِداً ، عائِذاً بر او و آل او باد - بر من رحم كن . پدر و مادرم به فدايت ؛ به زيارت شما آمده و به دربار شما وارد شده‌ام ، مِمَّا جَنَيْتُ عَلى نَفْسي ، وَاحْتَطَبْتُ عَلى ظَهْري ، فَكُنْ و از آنچه بر خود جنايت كردم ، و بار سنگين گناهى كه بر دوش دارم به شما پناهنده گشته‌ام ، پس لي شَفيعاً إِلى رَبِّكَ يَوْمَ فَقْري وَفاقَتي ، فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ براى من در پيشگاه پروردگارت روز فقر و نيازم شفيع باش ، كه براى تو نزد اللَّهِ مَقاماً مَحْمُوداً ، وَأَنْتَ وَجيهٌ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ . خدا مقام ستوده و شايسته‌اى است ، و تو در دنيا و آخرت محترم و آبرومند هستى . سپس دست راست را بالا ببر و دست چپ را بر روى قبر بگشا و بگو : أَللَّهُمَّ إِنّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَبِمُوالاتِهِمْ ، وَأَتَوَلَّى خداوندا ؛ به دوستى و ارادتى كه به ايشان دارم به درگاه تو تقرّب مىجويم ، و نسبت به آخرين آن‌ها عشق و آخِرَهُمْ بِما تَوَلَّيْتُ بِهِ أَوَّلَهُمْ ، وَأَبْرَأُ مِنْ كُلِّ وَليجَةٍ ارادت مىورزم همانگونه كه نسبت به اوّلين ايشان ارادت دارم و سرورى او را پذيرفته‌ام ، و از هر دست‌آويزى كه دُونَهُمْ . أَللَّهُمَّ الْعَنِ