سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

208

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

وَالْجَهْلُ عَنْكَ نافِياً ، فَأَنْتَ تو همواره وجود داشته‌اى در حالى كه عالم بوده‌اى ، و جهل و نادانى از ساحت مقدّس تو منتفى و دور است ، تو بادِي الْأَبَدِ ، وَقادِمُ الْأَزَلِ ، وَدائِمُ الْقِدَمِ ، لاتُوصَفُ آغازگر ابدى ، و آيندهء ازلى ، و هميشگى ديرينه هستى ، به بِصِفاتٍ ، وَلاتُنْعَتُ بِوَصْفٍ ، وَلاتُلْحَقُ بِالْحَواسِّ ، صفات توصيف نمىشوى ، و به وصفى صفت آورده نمىگردى ، و با حواسّ به تو نمىتوان رسيد ، وَلاتُضْرَبُ فيكَ الْأَمْثالُ وَلاتُقاسُ بِقِياسٍ ، وَلاتُحَدُّ و در مورد تو نمىتوان مثال زد ، و به مقياسى قياس ، و به حدّى محدود بِحُدُودٍ ، لَيْسَ لَكَ مَكانٌ يُعْرَفُ ، وَلا لَكَ مَوْضِعٌ يُنالُ ، نمىشوى ، مكان شناخته‌شده‌اى برايت نيست ، و جايگاهى كه بتوان به آن دست يافت ندارى ، لا فَوْقَكَ مُنْتَهى ، وَلا عَنْكَ انْتِهاءٌ ، وَلا خَلْفَكَ إِدْراكٌ ، نه بالاى تو را منتهايى است ، و نه تو را نهايتى است ، و نه از پشت سر قابل ادراك هستى ، وَلا أَمامَكَ مُصادِفٌ ، بَلْ أَيْنَ تَوَجَّهَ الْواجِهُونَ فَأَنْتَ و نه برابر با چيزى برخورد مىكنى ؛ بلكه هر كجا روىآورنده‌اى به تو روى آورد تو هُناكَ لَمْ تَزَلْ ، لايُحيطُ بِكَ الْأَشْياءُ ، بَلْ تُحيطُ آنجا هميشه هستى ، هيچ چيز تو را احاطه نمىكند ، بلكه تو بِالْأَشْياءِ مُحْتَوٍ بِها ، مُحْتَجِبٌ عَنْ رُؤْيَةِ الْمَخْلُوقينَ ، هر چيزى را احاطه كرده و در بر گرفته‌اى ، از ديدن آفريدگان پوشيده و پنهانى ، وَهُمْ عَنْكَ غَيْرُ مُحْتَجِبينَ ، تَرى وَلاتُرى ، وَأَنْتَ فِي و آنان از تو پنهان و پوشيده نيستند ، مىبينى و ديده نمىشوى ، و تو در الْمَلَإِ الْأَعْلى ، تَسْمَعُ وَتَرى ، وَتَعْلَمُ ما يُخْفى جايگاه برترى ، مىشنوى و مىبينى ، و آنچه پنهان مىشود و پنهان است مىدانى ، وَأَخْفى ، فَتَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبيراً . « 1 » تو پاك و منزّه و بزرگ و برترى از آنچه مردم مىگويند برترىِ بزرگ .

--> ( 1 ) . بحار الأنوار : 95 / 357