سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

195

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

عَلى أَعْداءِ اللَّهِ الْفاسِقينَ ، حجّت خدا پيروز گشت ، حكم او بر همهء دشمنان تبه‌كار ، وَجُنُودِ إِبْليسَ أَجْمَعينَ ، لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلّا أَذىً وَإِنْ و لشكريان ابليس چيره شد ، « هرگز زيانى به شما نرسانند جز اينكه آزار دهند ، و اگر يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لايُنْصَرُونَ * ضُرِبَتْ به مبارزه و نبرد با شما آيند ميدان را ترك كرده و بگريزند و پس از آن هرگز يارى نشوند * آن‌ها عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَما ثُقِفُوا « 1 » اخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتيلًا ، محكوم به ذلّت و خوارى شدند ، هر كجا آنان پيدا شوند » بايد گرفته و به شدّت به قتل برسند ، لايُقاتِلُونَكُمْ جَميعاً إِلّا في قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ « با شما به طور دسته‌جمعى نمىجنگند مگر در قريه‌هاى حصار كشيده شده يا وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَديدٌ تَحْسَبُهُمْ جَميعاً پشت ديوارها ، ناراحتى و گرفتارى آن‌ها بين خودشان سخت و دشوار است ، آن‌ها را مجتمع و باهم مىپندارى وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْقِلُونَ « 2 » تَحَصَّنْتُ در حالى كه دل‌هاىشان پراكنده است ، و اين بخاطر آن است كه آنها انديشه نمىكنند » ، خود را حفظ مىكنم مِنْهُمْ بِالْحِصْنِ الْمَحْفُوظِ ، فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ از آنان به حصار و دژى كه محفوظ است ، پس نتوانستند كه بر آن چيره شوند وَما اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً . آوَيْتُ إِلى رُكْنٍ شَديدٍ ، و نتوانستند كه به آن راه پيدا كنند . در جايگاه محكمى مأوا گرفتم ، وَالْتَجَأْتُ إِلى كَهْفٍ رَفيعٍ ، وَتَمَسَّكْتُ بِالْحَبْلِ الْمَتينِ ، و در پناهگاه بلندى پناهنده گشتم ، و به ريسمان محكم چنگ زدم ، وَتَدَرَّعْتُ بِدِرْعِ اللَّهِ الحَصينَةِ ، وَتَدَرَّقْتُ بِدَرَقَةِ و به زره محكم الهى زره‌پوش شدم ، و به سپر أَميرِالْمُؤْمِنينَ ، وَتَعَوَّذْتُ بِعَوْذَةِ سُلَيْمانِ بْنِ داوُدَ ، امير مؤمنان سپر گرفتم ، و به تعويذ سليمان بن داود تعويذ آويختم ، وَتَخَتَّمْتُ بِخاتَمِهِ ، فَأَنَا حَيْثُما سَلَكْتُ آمِنٌ مُطْمَئِنٌّ ، و به انگشتر او تختّم نمودم و آن را در انگشت كردم ، لذا هر راهى بپيمايم ايمن هستم و آرامش دارم ، وَعَدُوّي فِي الْأَهْوالِ حَيْرانٌ ، قَدْ حُفَّ بِالْمَهانَةِ ، و دشمن من در ميان وحشت‌ها سرگردان است ، خوارى و سستى گرد او را گرفته ، وَأُلْبِسَ الذُّلَّ ، وَقُمِّعَ بِالصَّغارِ . ضَرَبْتُ عَلى نَفْسي و لباس ذلّت به تن نموده ، و با كوچكى و حقارت سركوب گشته است ، سُرادِقَ الْحِياطَةِ ،

--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 111 و 112 . ( 2 ) . سورهء حشر ، آيهء 14