سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

121

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

لِعَبْدِكَ الذَّليلِ پاك او كه امامان هدايتگرند درود فرستى ، و در كار اين بندهء خوار و سرافكنده‌ات بَيْنَ يَدَيْكَ مِنْ أَمْرِهِ فَرَجاً وَمَخْرَجاً . يا سَيِّدي صَلِّ كه در پيشگاه تو است فرج و گشايشى مرحمت فرمائى . اى سرور من ؛ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ، وَارْزُقْنِي الْخَوْفَ مِنْكَ ، وَالْخَشْيَةَ بر محمّد و آل او درود فرست ، و بيم و هراس از خودت را در تمام لَكَ أَيَّامَ حَياتي ، سَيِّدي ارْحَمْ عَبْدَكَ الْأَسيرَ بَيْنَ دوران زندگى نصيب من گردان . مولاى من ؛ به بندهء اسير و دربندت كه در پيشگاه تو است رحم كن ، يَدَيْكَ ، سَيِّدي ارْحَمْ عَبْدَكَ الْمُرْتَهَنِ بِعَمَلِهِ ، يا مولاى من ؛ به اين بنده‌ات كه در گرو اعمال و گرفتار كارهاى خود مىباشد رحم كن ، اى سَيِّدي أَنْقِذْ عَبْدَكَ الْغَريقَ في بَحْرِ الْخَطايا ، يا سَيِّدي سرور من ؛ اين بنده‌ات را كه در درياى خطا و اشتباه غرق شده رهائى ده ، اى سرور من ؛ ارْحَمْ عَبْدَكَ الْمُقِرَّ بِذَنْبِهِ ، وَجُرْأَتِهِ عَلَيْكَ . يا سَيِّدي به اين بنده‌ات كه اقرار به گناه خويش و بىحيائىاش نسبت به تو دارد رحم كن . اى سرور من ؛ الوَيْلُ قَدْ حَلَّ بي إِنْ لَمْ تَرْحَمْني ، يا سَيِّدي هذا مَقامُ واى بر بيچارگى من اگر به من ترحّم نكنى ، اى سرور من ؛ اين ( جايگاه من ) جايگاه كسى است كه الْمُسْتَجيرَ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ ، هذا مَقامُ الْمِسْكينِ از كيفرت به عفو و گذشت تو پناهنده گشته ، اين جايگاه درماندهء الْمُسْتَكينِ ، هذا مَقامُ الْفَقيرِ الْبائِسِ الْحَقيرِ الْمُحْتاجِ بينوا است ، اين جايگاه فقير تهيدست ، بىمقدارِ نيازمند است إِلى مَلِكٍ كَريمٍ ، يا وَيْلَتى ما أَغْفَلَني عَمَّا يُرادُ نسبت به پادشاهى بزرگوار ، واى بر من كه چقدر غفلت من نسبت به آنچه از من خواسته‌شده مِنّي . يا سَيِّدي هذا مَقامُ الْمُذْنِبِ الْمُسْتَجيرِ بِعَفْوِكَ زياد است . اى سرور من ؛ اين جايگاه گنه‌كارى است كه از كيفرت به عفو و گذشت تو مِنْ عُقُوبَتِكَ ، هذا مَقامُ مَنِ انْقَطَعَتْ حيلَتُهُ وَخابَ پناهنده گشته است ، اين جايگاه كسى است كه چاره‌اش بريده رَجاؤُهُ إِلّا مِنْكَ ، هذا مَقامُ الْعانِي الْأَسيرِ ، هذا مَقامُ و اميدش از همه كس جز تو قطع گشته است ، اين جايگاه دربند اسير است ، اين جايگاه الطَّريدِ الشَّريدِ ، يا سَيِّدي أَقِلْني عَثْرَتي ، يا مُقيلَ رانده‌شدهء آواره است ، اى سرور من ؛ از لغزش‌هايم درگذر ، اى درگذرندهء الْعَثَراتِ ،