هامفري (مستر همفر)

9

مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى)

خود ، راست مىگفت و من از بيم آن كه مبادا به مسيحى بودن و جاسوس و مأمور بودن من شك نمايند از طولانى كردن بحث با او خوددارى كردم ( چرا كه از اوان مأموريّتم در لباس مسلمانان درآمده بودم و همواره در انزواى مسلمانى خود را نشان مىدادم ) . 2 - اسلام ، روزگارى آيين زندگانى و سرورى بود و بر كسى كه روزگارى سرورى و آقائى داشته ، دشوار است كه بندگى و بردگى را بر او تحميل كرد ، چرا كه غرور سرورى و آقائى ، انسان را به آقا منشى و برترى جوئى وادار مىنمايد هر چند كه در اثر انقلاب زمانه ، به ضعف و پستى افتاده باشد . از طرفى ما نمىتوانستيم كه تاريخ اسلام را چنان منحرف و واژگون سازيم كه مسلمانان باور كنند كه آقائى و سرورى و سلطنت و سيطرهء ايشان ، لازمهء شرايط خاصّى بوده است كه از بين رفته و قابل بازگشت نيست . 3 - با وجود ضعف زيادى كه حكومتهاى عثمانى و ايران داشتند ( همانطور كه اشاره كرديم ) ، حكومت بريتانيا چندان از اين دو حكومت ، خاطر جمعى نداشت و احساس امنيّت و اطمينان نمىكرد ، چرا كه وجود حكومت مركزى كه مردم پشتيبانش بودند و سرورى و سيادت و پول و اسلحه در اختيار داشت ، مىتوانست سبب بيدارى و هشيارى مسلمانان گردد و اين خود ، اسباب ناامنى ما را فراهم سازد . 4 - ما نگرانى زيادى از جانب دانشمندان و علماى مسلمان داشتيم ، علماى دانشگاه الأزهر ( مصر ) ، علماى عراق و ايران بلندترين سدّ در رسيدن ما به خواسته‌هايمان بودند ، چرا كه آنها كمترين اطّلاعى از روش زندگى مدرن نداشتند و بهشتى را كه قرآن بديشان وعده نموده بود ، فرا روى خويش قرار