هامفري (مستر همفر)

36

مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى)

« كتاب خدا و عترت من » پس سنّت رسول چه مىشود ! ؟ قمى گفت : سنّت رسول همان شرح كتاب خدا است ، پس چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « كتاب خدا و عترت من » ، مقصودش اين بود كه كتاب خدا با شرحش كه همان سنّت باشد . محمّد گفت : آيا كلام عترت شرح كتاب خدا نيست ؟ پس چه نيازى به خود ايشان بود ؟ شيخ جواد قمى گفت : وقتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رحلت فرمود امّت به شرح قرآن نيازمند شدند آن هم شرحى كه با نيازهاى زمانه مطابق باشد و از همين رو ، پيامبر امّت را به كتاب خود به عنوان اصل ارجاع داده است و به عترت به عنوان شرح دهندگان آن در حوادثى كه پى در پى در زمانه اتّفاق مىافتد و امّت در هر زمان بدانها نيازمند مىشوند . من از اين بحث و مجادله خيلى در شگفت مانده بودم و بسيار هم خوشم آمده بود و ديدم كه محمّد بن عبدالوهّاب ، آن جوانك مغرور و متكبّر در نزد شيخ جواد قمى ، آن پيرمرد عالم شيعى ايرانى چگونه همانند گنجشكى در دست صيّاد بىحركت مانده بود . من گمشده‌اى را كه در جستجويش بودم در محمّد بن عبدالوهّاب يافتم ، چرا كه آزاد انديشى ، غرور و نفرت او از بزرگان زمانه‌اش و رأى مستقلّش ( كه حتّى به خلفاى چهارگانه در برابر برداشت خودش از كتاب و سنّت ، اهميّتى نمىداد ) ، از برجسته‌ترين نقاط ضعف او بود كه من بدان وسيله مىتوانستم در او نفوذ كنم و بر او چيره شوم . اين جوان خودخواه و مغرور كجا ؟ ! و آن شيخ ترك كه من در تركيه نزد او درس مىخواندم كجا ؟ ! چرا كه آن پير ، نمونه‌اى از گذشتگان و بسان كوهى استوار و پابرجاى بود كه كسى بر او چيره نمىشد ، او چنان مؤمن و متعبّد و