الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
85
تفسير تطبيقى (فارسى)
دون الحكم و نسخ التلاوة مع الحكم تقسيم مىشود . اين اصطلاح در مورد آياتى به كار مىرود كه تلاوتشان زايل شده ليكن حكمشان باقى است و يا تلاوت و حكمشان هر دو پايان يافته است . در نگاشتههاى پيشينيان از اهل سنت اين اصطلاح با عنوان : « ما رفع من القرآن بعد نزوله و لم يثبت فى المصاحف » آنچه از قرآن پس از فرودآمدنش ، زايل شده و در قرآنها نيامده است ، شناخته مىشود . « 1 » مفسرى كه درصدد كشف مراد خداوند از ظواهر الفاظ قرآن است ( تفسير اجتهادى ) ، بايد به مصونيت قرآن از تحريف به عنوان يكى از پيش فرضهاى تفسير ، باور داشته باشد ، چون بر فرض تحريف ، احتمال از دست رفتن يا دگرگون شدن قرينه و قيدى كه در فهم آيات دخالت مستقيم دارد ، هست و در اين صورت ظواهر قرآن در رساندن مراد و مقصود خداوند ، مخدوش خواهند بود و مفسر را به فهم مراد واقعى خدا نمىرساند . سنت مفسران فريقين در طرح بحث سلامت قرآن از تحريف در مباحث مقدماتى تفسيرشان ، ريشه در همين نكته اساسى دارد . ادله تحريفناپذيرى قرآن از ديدگاه فريقين فريقين به آيات قرآن ، احاديث ، شواهد تاريخى ( با تأكيد بر اهتمام فوقالعاده مسلمين در حفظ ، ضبط ، كتابت و . . . تمام اجزاى قرآن ) و در مواردى به دليل اجماع و عقل ، براى اثبات تحريفناپذيرى قرآن ، استناد مىكنند . الف ) استدلال به قرآن اساسا هر دو فرقه به اين دو آيه : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ؛ « 2 » « ما خودمان ذكر [ قرآن ] را فروفرستاديم و خودمان نگهبان آن هستيم » و إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ
--> ( 1 ) . مانند : قاسم ابن سلّام ( م 224 ق ) ، فضائل القرآن ، ص 190 . ( 2 ) . حجر ، 9