الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

82

تفسير تطبيقى (فارسى)

الحسين حديث الحسن و حديث الحسن حديث أمير المؤمنين عليهم السّلام و حديث أمير المؤمنين حديث رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حديث رسول اللّه قول اللّه عزّ و جلّ . . . سخن من سخن پدرم و سخن پدرم سخن جدم و سخن جدم سخن حسين و سخن حسين سخن حسن و سخن حسن سخن أمير مؤمنان عليهم السّلام است و سخن أمير مؤمنان سخن رسول خدا و سخن رسول خدا كلام خداوند بلندمرتبه است . « 1 » اين مضمون را مىتوان از احاديثى ديگر نيز به دست آورد ، « 2 » با پذيرش اين مبنا حجم روايات تفسيرى از رسول خدا بسيار زياد خواهد شد . 3 . هر نوع حديثى از صحابى يا اهل بيت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زمينه تفسير ( يا هر زمينه‌اى ديگر ) بايد به قرآن عرضه شود اگر با قرآن موافق نبود ساقط است هر چند آن روايت با سند صحيح نقل شده باشد اين به دليل خطر وضع و جعل حديث است كه در عصر رسالت و پس از آن رخ داده است امير مؤمنان على عليه السّلام درباره اختلاف مردم درباره احاديث پيامبر مىفرمايد : إنّ في أيدي الناس حقّا و باطلا و صدقا و كذبا و ناسخا و منسوخا و عامّا و خاصّا و محكما و متشابها و حفظا و وهما و لقد كذب على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عهده حتى قام خطيبا فقال : « من كذب عليّ متعمّدا فليتبوّأ مقعده من النار » . . . در دست مردم حق است و باطل ، راست و دروغ ، ناسخ و منسوخ ، عام و خاص محكم و متشابه و آنچه در خاطر سپرده شده و آنچه حديث‌گو بدان گمان برده است و بر رسول خدا در زمان او دروغ بستند تا آنكه برخاست و خطبه خواند و فرمود : « هر كه به عمد به من دروغ بندد جايى در آتش براى خود آماده سازد . بنابراين هر حديثى را نمىتوان به صرف اينكه منسوب به رسول خداست پذيرفت . « 3 »

--> ( 1 ) . الكافى ، كتاب فضل العلم ، ج 1 ، ص 53 ، ح 14 ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 51 ، ح 4 ( 3 ) . مانند حديثى كه در صحيح ابن حبان ( رقم 2573 ) ، سنن ابن ماجه ( رقم 3660 ) ، سنن الدارمى ( رقم 3464 ) و . . . در تفسير واژه « قنطار » ( در آل عمران ، 175 ) از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كرده‌اند ولى محققان آن را مردود مىشمرند ر . ك : احمد بن حنبل ، مسند ، ج 14 ، ص 366 پانوشت حديث شماره 8758 .