الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

76

تفسير تطبيقى (فارسى)

. . . همه اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنان نبودند كه از او چيزى پرسند و درخواستى براى فهميدن داشته باشند ازاين‌رو در انتظار رسيدن أعرابى يا غريبه بودند تا از راه رسد و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بپرسد و آنان نيز بشنوند و استفاده برند ولى بر خاطر من چيزى نگذشت جز آنكه [ معنى ] آن را از حضرت پرسيدم و به خاطر سپردم . . . « 1 » البته در اين ميان افرادى خاص از صحابه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وجود دارند كه توفيق همراهى ايشان با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استعداد فراگيرى و تلقّى آنها از محضر ايشان بيش از ديگران است « 2 » ولى طبق مدارك و شواهد متقن هيچ‌كس در اين باره به پايه امام على عليه السّلام نمىرسد ، توفيق ايشان براى همراهى و بهره‌مندى از محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كاملا استثنايى است و در بين صحابه كسى همتاى علىّ بن ابى طالب عليه السّلام نيست . ايشان از كودكى در دامان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشو و نما يافته و همواره در طول زندگى همدم و همراه آن حضرت بود اين مطلب از زبان امام على در نهج البلاغه و مصادر ديگر به وفور يافت مىشود از جمله بخشى از خطبه قاصعه مىفرمايد : جايگاه مرا نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به سبب خويشاوندى نزديك و منزل ويژه‌ام تحقيقا دانستيد . مرا در حالى كه كودك بودم در دامانش مىنهاد به سينه‌اش مىفشرد . . . آن سان كه بچه شتر از مادرش پيروى مىكند از او پيروى مىكردم هر روز از اخلاق خود پرچمى براى من برمىافراشت ( نكته تازه‌اى براى من آشكار مىكرد ) و مرا به پيروى از آن وامىداشت ، هر سال در كوه حرا مجاور مىشد و تنها من او را مىديدم و غير من او را نمىديد . . . نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را استشمام مىكردم هنگامى كه وحى بر ايشان نازل شد ناله‌اى شنيدم ، گفتم : اى رسول خدا اين ناله چيست ؟ فرمود : اين شيطان است كه از عبادتش مأيوس گرديد به راستى تو آنچه را من مىشنوم مىشنوى و آنچه را مىبينم مىبينى جز اينكه تو پيامبر نيستى و لكن تو وزيرى و به راستى تو بر خوبى استوارى . « 3 » مرحوم كلينى نيز از امام على عليه السّلام چنين روايت كرده است :

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خ 210 و نيز محمد اسكافى ، المعيار و الموازنة ، ص 340 ( 2 ) . مانند عبد اللّه بن مسعود ، ابى بن كعب ، عبد اللّه بن عباس . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خ 192