الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

63

تفسير تطبيقى (فارسى)

. . . ما عرفتم منه [ أى من القرآن ] فاعملوا به و ما جهلتم منه فردّوه إلى عالمه ؛ . . . هر چه را از قرآن شناختيد عمل كنيد و هر چه را نمىدانيد به عالم قرآن واگذاريد . « 1 » اين مضمون از برخى از صحابه نيز نقل شده است . « 2 » متأسفانه امثال « ذهبى » اين روايات را در مصادر اهل سنت ناديده مىگيرند و سپس با ادعاهاى غير منصفانه خود مىگويند : شيعه با اين اعتقاد كه مىگويد : هر چه را ندانستيد به اهلش واگذاريد . . . و آنچه از معانى باطنى از اهل بيت به شما رسيده انكار نكنيد و . . . همانند ارباب كليسا قرون وسطايى حكم مىكند كه از هر نوع اعمال انديشه منع مىكرده و مردم را تنها به پذيرش تفسير كليسا وادار مىكرده است . « 3 » غافل از اينكه شيعه هرگز راه انديشه را نبسته است ، هيچ‌كس در بين فرق اسلام به اندازه شيعه ، مردم را به عقل و انديشه فرا نخوانده و به اندازه شيعه درباره عقل روايت ندارد ، عقل به عنوان حجت درون « 4 » تابلوى شيعه است تفاوت شيعه با ديگران در اينجا تنها در اين است كه : شيعه مىگويد « عالم قرآن » در اين احاديث كسى جز اهل بيت معصوم نيستند و تنها آنان مرجع واقعى رفع تمام شبهات و ترديدهايند . و اين به دليل آن است كه تنها قول معصوم در تفسير حجت است ، به زودى تفصيل اين نكته در بحث « حجّيّت سنّت اهل بيت در تفسير قرآن » خواهد آمد . و ) بطلان توهّم انكار ظواهر : در نزد فريقين اخذ معناى بطونى آيات مستلزم ردّ ظواهر آنها نيست هيچ‌كس از محققان اماميه و اهل سنت به بهانه اخذ بطون آيات ، ظواهر قرآن را نفى نكرده‌اند انديشه حذف ظواهر قرآن به هر دليل نزد فريقين به كلى مردود است . « 5 »

--> ( 1 ) . ابن حبّان ، صحيح ، ج 1 ، ص 275 ، ح 74 ( سند اين روايت بنا به شرط بخارى و مسلم صحيح است ) و نيز ر . ك : احمد خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 11 ، ص 26 و على هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 151 وى مىگويد : « سند اين حديث صحيح است » و نيز ابن سلّام ، فضائل القرآن ، 43 ؛ سيوطى در در المنثور ( ج 2 ، ص 149 - 151 ) از مصادر گوناگون اين حديث را نقل كرده است . ( 2 ) . ر . ك : در المنثور ، ج 2 ، ص 151 . ( 3 ) . ر . ك : التفسير و المفسرون ، ج 2 ، ص 29 . ( 4 ) . ر . ك : الكافى ، كتاب العقل و الجهل ، ج 1 ، ص 25 ، ح 22 . ( 5 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 24 ، ص 302 ، ح 11 ؛ صدر المتألهين ، تفسير القرآن الكريم ، 4 ، ص 168 ، 169 ؛ محمد غزالى ، احياء العلوم ، ج 1 ، ص 343 ؛ مسعود تفتازانى ، المختصر ( شرح عقايد نسفى ) ،