الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
49
تفسير تطبيقى (فارسى)
برخى ديگر بر اين باورند : كار مفسر در سطح حمل كلام بر ظاهرش و استنباط از ظواهر الفاظ طبق محاورات عقلايى و قريحه عرفى با توجّه به همه قرائن و شواهد ، اصلا مصداق تفسير نيست چه رسد به آنكه تفسير به رأى باشد ، چون واژه تفسير در اصل به معناى كشف و ابراز است و اين مناسب با جايى است كه الفاظ مغلق و عبارات گنگ باشند تا كشف القناع ( پردهبردارى ) كه همان معناى تفسير است صدق كند . « 1 » اين معنا نيز از روايات نهى از تفسير تمام نيست چون رواياتى كه درباره نهى از تفسير به رأى رسيده ، درباره هر نوع كشف و ابراز و استنباطى از قرآن است هر چند اجمال و ابهامى در آيه نباشد و رواياتى كه مناظره ائمّه طاهرين را با مخالفان بيان كرده شاهد بر اين مدعا است افزون بر آن اگر تفسير به رأى تنها در الفاظ مجمل و مغلق و دقايق قرآن باشد ، بايد تمام كسانى كه مورد نهى قرار گرفتهاند به دنبال اشارات و مجملات و دقايق و بطون و . . . رفته باشند در حالى كه چنين نيست . بنابراين ، كاوش در حيطه ظواهر الفاظ قرآن بعد از فحص و بررسى همه شواهد و قرائن درونى و برونى ، تفسير خواهد بود لكن تفسير به رأى نيست . براى اثبات اين مدعا لازم است واژه « رأى » و معناى حرف « باء » مشخص شود و در جملهبندى اين احاديث دقت لازم به عمل آيد . گفتيم واژه « رأى » به معناى اعتقاد و ديدگاهى است كه يك فرد از راه تلاش فكرى خود برمىگزيند خواه با برهان عقلى به دست آيد يا مستند نقلى داشته باشد ، خواه مطابق با واقع يا مخالف با واقع باشد و خواه قطعى يا در حد گمان و استحسان باشد ، « 2 » اين واژه در اين روايات به معناى ديدگاهى است كه شخص با اجتهاد و تلاش فكرى برمىگزيند . كلمه « باء » نيز در اينجا به معناى « سببيت » ( به ظاهر ) ، « استعانت » و « تعديه به مفعول دوم » است . در صورتى كه باء به معناى سببيت باشد ، مقصود آن است كه مفسر
--> ( 1 ) . شيخ محمد حسين اصفهانى ، مجد البيان ، ص 44 ، شيخ مرتضى انصارى نيز به عنوان احتمال آن را گفته است ، ر . ك : فرائد الاصول ( الرسائل ) ، ص 35 . ( 2 ) . ر . ك : خليل بن احمد فراهيدى ، العين ، ج 3 ، ص 294 ؛ فيروزآبادى ، القاموس المحيط ، ج 4 ، 333 .